کتاب بازان

ان الحسین مصباح الهدی و السفینه النجاة

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نویسندگان

اینک: آتش بدون دود

سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۵۳ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: آتش بدون دود

نویسنده: نادر ابراهیمی

ناشر: انتشارات روزبهان؛ قیمت دوره سه جلدی، چاپ 1391: 95000 تومان (البته نگران قیمت بالای کتاب نباشید؛ می توانید مثل من کتاب را امانت بگیرید و مطالعه کنید)، جلد اول 703 صفحه، جلد دوم 391 صفحه، جلد سوم: 510 صفحه؛ جمعا 1612 صفحه رقعی



«آتش بدون دود»؛ این کتاب از نگاه من یکی از شاهکارهای ادبیات معاصر ما است، کتابی که هنوز قدر آن شناخته نشده است و هنوز به جایگاه ارزنده ای که لایق آن است، نشانده نشده است. کتابی که تقریبا حاصل نیمی از عمر یکی از نویسندگان شاخص و شهیرِ معاصر و همین طور آشنای ِبا قلم و هنر نویسندگی است؛ و در کنار همه اینها انسانی «عاشق» بنام «نادر ابراهیمی». ابراهیمی حدود سی سال در میان مردم ترکمن زیسته است و بدیهتا نتیجه این همزیستی و تجربه عمیق از قلم نادر ابراهیمی اثری در خور توجه و از نگاه من ماندگار خواهد بود.

آتش بدون دود؛ یک شاهکار حماسی، انقلابی، سیاسی، عاشقانه، عارفانه و شاعرانه است.

اگر عشق و از عشق گفتن را دوست داشته باشید کتاب پر است از عشق و عاشقی؛ عبارت «از عشق سخن باید گفت» یکی از ترجیع بندهای کتاب است؛ پر است از دوبیتی ها و اشعار عاشقانه و ذکر زیاد از شاعر شاخص ترکمن: مختوم قلی.

به کوه می گویم: «سولماز را می خواهم»، جواب می دهد: من هم!
به دریا می گویم: «سولماز را می خواهم»، جواب می دهد: من هم!

در خواب می گویم: «سولماز را می خواهم»، جواب می شنوم: من هم!

اگر یک روز به خدا بگویم: «سولماز را می خواهم»، زبانم لال!

                                                                                    چه جواب خواهد داد؟

 

راه رفتنت کنار گندم های سبز، چه خوب است مارال!

سلام کردنت وقتی شیر می دوشی، چه خوب است مارال!

مرا که می بینی سواره می گذرم، صورتت را می پوشانی

پوشیدن صورت سرخ شده ات، چه خوب است مارال!

اگر عرفان و عرفا را دوست دارید در جلدهای پایانی کتاب و در سلوک قهرمان مبارز داستان، از رابعه و حلاج و عرفان نظری در لابه لای سلوک عرفانی وی خواهید خواند، آن هم چه خواندنی!

اگر خواهان سیاست و حوادث سیاسی نیمه اول قرن جاری (شمسی) هستید، در این سفر شگرف و طولانی نادر ابراهیمی ره توشه ای دلنشین و خواندنی برایمان تدارک دیده است.

اگر داستان دوست دارید و می خواهید قصه بشنوید و از قهرمان ها لذت ببرید، آتش بدون دود پر است از قصه و اتفاق و قهرمان های باور پذیر و مردمی.

اگر از کسانی هستید که به دیالوگ خیلی اهمیت می دهید و دیالوگ را از ارکان قصه می دانید، در جای جای کتاب با این دیالوگ های دقیق برخورد خواهید کرد، دیالوگ هایی بسیار پخته و سخته، که لذت خواهید برد وقتی آن ها را از زبان قهرمان هایتان خواهید خواند.

اگر اهل مباحثه و استدلال و منطق جدلی هستید، شخصیت اصلی و قهرمان کتاب، با زبانی قاطع و متین و با کلامی منطقی و مستدل بارها و بارها و بارها ما را میهمان استدلال های خدشه ناپذیر و برهان های قاطع اش می کند.

اگر تمایل دارید با طیفی از مبارزانی که علیه حکومت پهلوی می جنگیده اند، آشنا شوید و مشی و منش مبارزاتی آن ها را بشناسید، ابراهیمی بسیار از این افراد برایمان گفته است.

اگر می خواهید با منش و مشی خائنانه و نحوه تفکر سخیف حزب توده آشنا شوید، ابراهیمی از زبان اینان برایمان داستان ها روایت می کند.

اگر می خواهید با گوشه ای از پلیدی و نحوست پهلوی های پدر و پسر آشنا شوید، نادر ابراهیمی سخن ها دارد در این باب، آن هم با بیانی دلنشین که دردناکی موضوع را تا حدودی تبیین می کند.

اگر می خواهید با حال  و هوای شبه روشن فکرهای وراجِ کافه نشینِ عرق خور، که با یک بار احضارِ به ساواک کارشان به ندامت نامه نوشتن می کشد آشنا شوید، ابراهیمی خوب سخنوری است درباره آن ها در آتش بدون دود.

و بسیاری اگر های دیگر.

ابراهیمی ما را در این کتاب به سفری می برد به گستره زمانی حدوداً نود ساله. با یک مقدمه دلنشین ابتدا ما را کمی با قوم ترکمن و حال و هوای حاکم بر این مردمان عزیز کشورمان در نیمه دوم قرن گذشته و سال های آغازین قرن جاری (شمسی) آشنا می کند، تقریبا تا سال 1320 (جلدهای اول،دوم و سوم)، و بعد، از شکل گرفتن شخصیت قهرمان داستان، برایمان می گوید و قوام یافتن زندگی عاشقانه اش با همسر مبارزش؛ و بعد از آغاز مبارزه علیه ظلم و ستم و فساد سیستماتیک حکومت وقت.

ابراهیمی داستان نویس است. خودش تأکید می کند: «آتش بدون دود» - همچنان که بارها گفته ام- باز می گویم که عین واقعیت نیست؛ بل، داستانی ست که تنگاتنگ و شانه به شانه واقعیت، حرکت کرده است.... . نادر ابراهیمی انسان عاشقی است که عشق را می شناسد، عرفان را می شناسد و در جای جای کتاب از عشق و عرفان سخن می گوید؛ به قول ترجیع بند کتاب: از عشق سخن باید گفت. یادداشت را تمام می کنم با بیتی از سعدی؛ و چه زیبا نادر ابراهیمی از عشق گفته است برایمان، به دوران ها:

گویند مگو سعدی چندان سخن از عشقش                        می گویم و بعد از من گویند به دوران ها

بعد از تحریر:

چاپ آخر کتاب مجموعه ای سه جلدی است، که در جلد اول، سه کتاب اول «آتش بدون دود» یعنی: «گالان و سولماز»، «درخت مقدس» و «اتحاد بزرگ» آمده است. جلد دوم شامل کتاب های «واقعیت های پرخون» و «حرکت از نو» است و در مجلد آخر هم کتاب های «هرگز آرام نخواهی گرفت» و «هر سرانجام، سرآغازی ست» گردآوری شده است. و دیگر اینکه بخش های زیادی از کتاب را برای نقل انتخاب کرده ام ولی واقعا هر بخش را بیاورم در حق قسمت های دیگر جفا شده است؛ با این وجود بخشی از کتاب پنجم، چاپ شده در مجلد دوم کتاب و همین طور قسمت کوتاهی از مؤخره نادر ابراهیمی را در ادامه ذکر خواهم کرد.

از زبان همسر قهرمان اصلی داستان در جلد دوم کتاب این گونه می خوانیم:


مارال بانو خطاب به آلنی:

«اعتقادِ مرا بشنو و بعد آسوده بخواب! فرهنگ، سواد، تحصیلات، کتاب خواندن، سیاست، مشاغل جدّی و موقعیت های اجتماعیِ وقت گیر نباید زن را از زن بودن و مرد را از مرد بودن بیندازد، همان طور که زن و مرد را از انسان بودن؛ و فرق انسان و حیوان، درجسم، همین محدود و پاک نگه داشتن تَن است خاصّ انسان است نه هیچ جانور دیگر، و خاصیتی است ارادی و آگاهانه نه غریزی و طبیعی. این، در فلسفه ی سیاسیِ تو و نظرات حزبی و اجتماعی ات جای مهمّی باید داشته باشد، که متأسفانه تا به حال نداشته و حتّی در مرامنامه ی حزبت به آن اشاره یی نشده: زن و مرد، از یک سو باید طبیعی باشند و تَن خواه و معتقد به این که یک وجهِ عشق، وجه جسمانی آن است، و از سوی دیگر باید بدانند و باور کنند و بپذیرند که تنها و تنها طهارت تن است که به آن ها حقّ حضور سعادتمندانه در جامعه ی بشری را می دهد. اگر معتقد به طهارتِ تن و محدود نگه داشتن ارادی  خود و متعهّد نسبت به قراردادها و تعهّدات اخلاقی نباشند، در واقع، بحث در باب همه ی مسائل فرهنگی و اقتصادی و سیاسی دیگر، زاید است و باطل. حیوان تنی، حیوان وار زیستن را ایجاب می کند و حیوان وار زیستن، نفیِ فرهنگ و معنویت است و نفی سیاست و مبارزه ی سیاسی. حیوان که قانون اساسی نمی خواهد؛ مرامنامه و نظام فکری نمی خواهد. حیوان، تن می خواهد و خوراک. همین.»

 و همین طور این جمله جالب از گالان اوجا، قهرمان کتاب اول:

«من، دشمنان نامردَم را از پشت می زنم. اگر نمی خواهند از پشت گلوله بخورند و مثل سگ بمیرند، از روبه رو بجنگند مرد و مردانه

تأکید می کنم این دو برش بخشی از بخش های شاهکار کتاب هستند، که اگر خودم هم مجدد بخواهم از کتاب انتخاب کنم احتمالاً بخش های دیگری از کتاب را گزینش کنم ولی تکلیف کسی که می خواهد رودخانه ای را در کوزه ای جای دهد چیست؟ متن طولانی می شود و خواننده به زحمت خواهد افتاد.

این هم بخشی از مؤخره کتاب به قلم نادر ابراهیمی:

«کلاً، طرّاحی و تنظیم و نوشتن از آغاز تا پایان هفت جلد «آتش بدون دود»، حدود سی سال _و قدری بیش _ به طول انجامید. شاعری معتاد و مظلوم، در باب این کتاب نوشته است: افسوس که ابراهیمی، برای نوشتن این داستان، بسیار عجله نشان داد. اگر تا این حد شتاب زده و سرسری نمی نوشت، البتّه، ممکن بود که اثرش، داستانی خوب از آب در آید؛ حتّی خوب تر از «رومئو و ژولیت» و یا «لیلی و مجنون...». خداوند، همه ی کسانی همانند این شاعر را که کمترین شتابی برای نوشتنِ داستان های بلند خود نشان نمی دهند تا بتوانند خوب تر از «رومئو و ژولیت» بنویسند، حفظ کُناد! به هر صورت، با توجّه به این که نیمِ بیشتر عمر من بر سر این کار گذشت،  و با توجّه به طرح و موضوع و ماجرا و جرقّه ی ده ها  داستان بلند دیگر که روی دستم مانده است، و با توجّه به اینکه در آستانه ی شصت سالگی هستم و دیگر عمری نمانده است، گمان نمی برم موفقّ شوم «قَرَه لوها» را با این وسعت بنویسم؛ گرچه «قره لوها» نیز داستان بخش عمده یی از زندگی ماست. و به خصوص زندگی شبه روشنفکران و روشنفکران اخته و شاعرانی که هیچ شتابی برای هیچ اقدامی ندارند _حتّی نجات دادن خود از منجلاب فساد و خودفروشی و وطن فروشی.»

و حرف پایانی اینکه نادر ابراهیمی کتاب را به شخصی پیش کش کرده است که نام وی را نمی برد:

«از آن بزرگواری که به دلیل داشتن مقام ممتاز ملّی، مذهبی و سیاسی، موقّتاً مایل نیستم نامش را ببرم امّا کتاب را به ایشان پیشکش کرده ام، به دلیل محبّتی که بارها و بارها در حقّ من و این کتاب ابراز داشته اند، بی نهایت سپاسگزارم.»

به نظر شما این شخصیت ممتاز ملی و مذهبی و سیاسی در سال 1371 چه کسی می تواند باشد؟!



اگر ساکن شهر بوشهر هستید می توانید این کتاب ارزشمند را به قیمت 75000 تومان از کتاب سرای باران، رو به روی دانشگاه علوم پزشکی تهیه کنید.

نظرات (۵)

توضیحی خوبی راجع به کتاب دادید،ترغیب به خواندنش شدم
آفرین احمدعزیز خودم.
خسته نباشی.
نقدت همیشه زیباست
احمد جان کتاب نامیرا هم نگاهی بنداز
متشکر
پاسخ:
سپاس گزارم شهاب جان
معرفی نامیرا را در اواخر صفحه اول وبلاگ می تونی بخونی
خیلی وقت پیش معرفیش کردیم
۱۸ آبان ۹۴ ، ۱۱:۳۰ هیئت مجازی کتاب
سلام

از کتاب های ناب مرحوم نادر ابراهیمی

ممنون از معرفی
پاسخ:
سلام

واقعا همین طورهست؛ شاید ناب ترین کتاب زنده یاد نادر ابراهیمی
چقدررررررررر زیبا توضیح دادین . دمتون گررررررررم .... یه جوری توضیح دادین که ادم هوس میکنه بپره سریع کتابو بخره بخونه :)
۱۲ دی ۹۴ ، ۱۳:۲۸ ضیاءالدین حسنی
سلام احمد
توضیحات گویا و خوشمزه ات درباره ی کتاب را که می خوانم، بیخیال نوشتن درباره ی کتاب مذکور می شوم. باور کن این قدر خوب و مفصل نوشته ای و کمتر نکته ای را از قلم انداخته ای که آدم حس می کند دیگر چه مانده که من بخواهم بگویم؟
البته اینها خودت می دانی که باعث نمی شود نخواهم چیزی که قبلاً نوشته ام درباره ی کتاب را منتشر کنم. به هر حال نام من هم در کنار بقیه ی کسانی که از کتاب گفته اند و خوب گفته اند، حتی اگر من خوب نگفته ام، می آید و این افتخاری است برایم که در صف تحسین کنندگان نادر بزرگ باشم.

دمت گرم و سرت خوش باد... و قلمت همیشه جاری بر مدار حق تعالی
پاسخ:
سلام برادر
ممنون از لطفت؛ به قول آن عبد صالح: من این همه نیستم! (البته این مزاح بود جهت یادآوری آن مطلب در کتاب ادبیات پیش دانشگاهی، و معلوم است که من این همه نیستم)
منتظر انتشار مطلبت درباره آتش بدون دود هستم
ان شاالله که قلم و همین طور لنز دوربین جناب تان هم، همیشه در مدار حق مستدادم باشد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی