کتاب بازان

ان الحسین مصباح الهدی و السفینه النجاة

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نویسندگان

آخرین کتاب سال نود و پنج

دوشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۵۵ ق.ظ

لحظه های انقلاب


 

خواندن کتاب لجظه های انقلاب به دو دلیل طولانی شد. یکی این بود که گاهی این قدر کتاب دوست داشتنی می شد که دوست نداشتم تمامش کنم و دیگری هم بماند برای خودم!!!

قبلا هم اینجا از کتاب لحظه های انقلاب گفته ام. فقط به اضافه کردن یک توضیح و یک برش کوتاه از این کتاب ارزشمند بسنده می کنم. توضیح اینکه من قطعا همه اسناد و خاطرات روزهای پاییز و زمستان پنجاه و هفت را نخوانده ام، ولی باورم این است که خواندن یادداشت های روزانه محمود گلابدره ایِ نویسنده، که تمام این مدت را در تهران و کرج لا به لای مردم تظاهرات کننده و درگیر بین خون و گلوله و چریک و انقلابی و شهید و مادران و پدران فرزند از دست داده بوده است، برای هر محقق و پژوهنده تاریخ انقلاب اسلامی و بلکه برای هر ایرانی دوست دار و یا منتقد جدی انقلاب اسلامی لازم است؛ حیف است این اسناد ارزشمند، ناخوانده رها شوند و چه کار ارزشمند و به جایی کرده است نشر معارف که این کتاب را باز نشر و توزیع گسترده کرده است.

 

در روزهایی که به پیشواز بهار می رویم، این برش کوتاه از کتاب که مربوط به یک روز بعد از این بهارِ در زمستان، یعنی ۲۳ بهمن ۵۷ است را به شما هدیه می کنم:

انگار طفلی که روز هفده شهریور، در میدان ژاله بر خشت خراب و خونی خیابان افتاده بود وحالا درست تا امروز که دوشنبه، 23 بهمن است،  پنج ماه و شش روز از تولدش می گذرد؛ «نازک آرای تن ساق گلی»ست «که به جانش کشتم و به جان دادمش آب»؛ همین ژ3 ایست که بر گرده ام نشسته و این گور و آن گورش می کشم.

دستۀ بچه ها را دیدم که شعار می دادند و شعر می خواندند:

ایران ایران ایران

ایران ایران ایران

پیمان [پسر خردسال نویسنده] توی دسته بود. جدا شد و آمد. دسته هم آمد. همه شان دختر و پسرهای ده دوازده ساله بودند. دورم جمع شدند. همه، چشمشان به اسلحه بود. نمی دانم چه شد که ضامن را زدم و خشاب را برداشتم و اسلحه را دادم به دست پیمان و گفتم: «بیا بگیر، تازه اول بسم الله ست، برو بابا، برو.»

پیمان دودستی اسلحه را بالای سر گرفت و دوید. بچه ها حالا مطمئن و مصمم فریاد می زدند: «بعد از شاه نوبت امریکاست» و می دویدند.

نظرات (۲)

۳۰ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۲۳ محمد حسین مرادی
سلام
ممنون معرفی خوبی بود
پاسخ:
سلام

سپاس گزارم جناب مرادی
۱۲ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۲۰ بنیامین دهقانیان
وای!‌منم کتاب های تاریخ معاصر خیلی دوس دارم. کلا عاشق کتاب های تاریخی، مستند و ... هستم. شاید باورتون نشه که کل روزنامه های اطلاعات سال 56 و 57 آرشیو دارم. البته چندبار خواستم به کتابخونه شهر هدیه ش بدم که عیال اجازه نداد!
پاسخ:
تاریخ و تاریخ خوانی مسأله بسیار مهمی هستند که باید کاملاً جدی و عالمانه با آن برخورد کرد؛ کتاب لحظه های انقلاب در این حوزه اثر ارزشمند و مهمی است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">