کتاب بازان

ان الحسین مصباح الهدی و السفینه النجاة

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نویسندگان

سلام آخر!

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۰۵ ق.ظ
دختر شینا

نام کتاب: دختر شینا؛ خاطرات قدم خیر محمدی کنعان (همسر شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر)
نویسنده: بهناز ضرابی زاده
ناشر: انتشارات سوره مهر؛ قیمت چاپ 46 ام 9000 تومان؛ 263 صفحه

  

اولین مطلبی که به قلم حقیر در این وبلاگ منتشر شده ، تاریخش شش تیر 92 خورده است؛ یعنی بیش از چهار سال است که در این وبلاگ قلم می زنم و معرفی کتاب می نویسم. راستش دل کندن از این محیط و رفیق چهار ساله کمی برایم سخت است، ولی تصمیم گرفته ام به نوبه خودم کرکره اینجا را پایین بکشم (این وبلاگ به غیر از بنده چند نویسنده دیگر هم دارد). کمی سخت است ولی بنا به دلایل شخصی به این تصمیم رسیده ام. چند وقت پیش خدمت دوستی بودم و صحبت کشیده شد به اینکه کسی کتاب نمی خواند؛ دوستم داشت کتابی از نشر نی، که از نمایش گاه کتاب امسال تهیه کرده بود را می خواند. من گفتم برای مثال بیایید یک نگاهی به تیراژ همین کتاب بکنیم. رقم تیراژ را که دیدم، آن هم از ناشر معتبری مثل نی، واقعا تعجب کردم. کمترین تیراژی که تا به حال خودم روی جلد کتاب دیده بودم، 700 نسخه بود؛ تیراژ کتاب مذکور رکورد شکست: فقط 250 نسخه.  خودتان 80000000 را تقسیم کنید بر 250 تا ببینید به ازای هر چند صد هزار نفر یک نسخه می شود.

 


 ان شاءالله همچنان کتاب خواهم خواند و معرفی هم خواهم نوشت ولی اینجا دیگر منتشر نخواهند شد؛ البته دیگر نویسندگان کتاب بازان ممکن است اینجا را بچرخانند ولی من کم کم از اینجا خواهم رفت(راستش کمی سختم است یک دفعه از اینجا جدا شوم).

اولین کتابی که بنده اینجا معرفی کردم، رمان سفر به گرای 270 درجه احمد دهقان بود. آخرین کتابی هم که دوست دارم از آن بگویم، کتابی است در همین حوزه که دیروز تمامش کردم؛ کتاب «دختر شینا» از خانم بهناز ضرابی زاده. کتاب روایت اول شخصی است از زبان خانم قدم خیر محمدی کنعان از همسر شهیدشان، شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر از شهدای استان همدان. روایت خوب و یک دستی شده است کتاب و گوشه ای از سختی های همسران شهدای دفاع مقدس را تصویر می کند. نکته جالب ماجرا برای من این بود که این کتاب را حدود دو سال پیش خریده بودم. دو هفته پیش موقعی که تصمیم گرفتم بروم فیلم ویلایی ها را ببینم، آناً تصمیم گرفتم کتاب را هم با خودم ببرم و در مسیر مطالعه کنم. هر دو روایت در موضوع مشترک هستند؛ همسران شهدا و رزمندگان.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۱۸
احمد احمدی

نظرات (۲)

۰۸ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۲۵ أَنَا یَمَانِیٌّ
من هم تعجب می کنم.250 تا بیش از فاجعه ماراکانا نباشد کم از او نیست.
جامعه ای که کتاب نمی خواند حتما دارد چیز جذاب تری می خواند.فقط کتاب خوانده نمی شود.رسانه و تصاویر یک متن اند که امروزه به سرعت و به کثرت در حال خوانده شدن است.حال باید در این پژوهش شود که این نوع خواندنی ها آیا انسان را تنزل داده یا او را بالا برده و همچنان خواهد برد.حتی اگر بالا برده باشد هیچ چیز مثل لمس کاغذ نیست.لذت را باید لمس کرد نه از پشت قاب ها به آن خیره شد و فقط مات شد.
پاسخ:
ممنون از وقتی که گذاشتید.

آره واقعا! از ماراکانا هم بدتر هست.
به قول شما باید پژوهش شود و همین طوری منطقی نیست که نظر داد؛ ولی به نظر نمیاد این خواندنی ها قادر باشن جای کتاب را بگیرند و بتوانند رشدی که کتاب و کتاب خواندن ایجاد می کنند را بوجود بیاورند.
۰۹ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۲۷ تا اینجا خواندم
سلام
بمان...با رفتن کاری نمی شود
بمان
پاسخ:
سلام

می دانم که با رفتن کاری نمی شود!
ولی شاید این رفتن برای خودم خوب باشد!
ولی آیا ماندن برای دیگران نفعی هم دارد؟

البته کتاب بازان برا من حکایتش غریب و قریب هست. حکایتی به قول قیصر عزیز نگفتنی و نهفتنی!

ممنون از لطفی که داشتید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">