کتاب بازان

ان الحسین مصباح الهدی و السفینه النجاة

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نویسندگان

وبلاگ کتاب بازان چند نویسنده اصلی و چند نویسنده مهمان دارد. بنا به دلیلی یکی از نویسندگان اصلی مدتی است کتاب نخوانده است و چون راهبرد اصلی ما معرفی کتاب های خوبی است که خودمان می خوانیم، تبعا وبلاگ به روز نشده است. آن نویسنده تصمیم گرفته است که دوباره کتاب بخواند!!!

 

به یاری خداوند دوباره به روز خواهیم شد.

منتظر معرفی های جدیدمان باشید

 

راستی در تلگرام (یا همان فضای مجازی تر! هم هستیم @ketabbazan_ir  که آنجا کمی خودمانی تر و غیر رسمی هستیم)


و راستی تر اینکه ممنون از عزیزانی که در این مدت مدیدی که به روز نبودیم همچنان به ما سر می زدند.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۰۴:۰۹
احمد احمدی

گمشده من

بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: گمشدۀ من؛ سرگذشت قرارگاه سرّی نصرت و نقش شهید علی هاشمی به روایت دکتر محسن رضایی

گفتگو و تدوین: محمدمهدی بهداروند

ناشر: انتشارات سوره مهر؛ قیمت چاپ ششم به سال 1391: 2900 تومان؛86 صفحه

محسن رضایی؛ شخصا به دلیل اتفاقات سیاسی ای که این شخص در ده دوازده سال اخیر درگیرشان بوده است، از جدا شدن از سپاه گرفته تا نامزدی های پی در پی برای انتخابات های ریاست جمهوری، نگاه عمیقی به این شخص نداشته ام و بعضی از این حوادث هم باعث شده بود که وی در نگاهم ارج و قرب خاصی نداشته باشد. «مهتاب خیّن» را که خواندم (خاطرات شهید حاج حسین همدانی تا شب پیروزی عملیات بیت المقدس)، تا حدودی درک کردم که فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودن در زمان جنگ یعنی چه و چه مسئولیت مهمی بر دوش این جوان آن زمان بوده است. شاید قبلا هم این نکته را می دانستم که مثلا فلانی فرمانده سپاه پاسداران در زمان دفاع مقدس بوده است، ولی این دانستن خیلی ناکافی بود. القصه؛ هدف از ذکر این مقدمه معرفی یک کتاب کم حجم و باز هم پر مغز! است. مجموعه ای از چند مصاحبه با محسن رضایی، درباره یک انسان بزرگ؛ یک انسان بزرگ و در عین بزرگی ناشناخته و شاید گم نام؛ شهید علی هاشمی.

عنوان کتاب «گمشدۀ من» است؛ که اشاره دارد به مفقود شدن شهید هاشمی در آخرین لحظات مقاومت در جزایر مجنون. کتاب 86 صفحه بیشتر ندارد ولی اطلاعات جالبی در آن مشاهده می شود. نگاهی مختصر به استراتژی های جنگی ایران، اشاره ای کوتاه به چند عملیات، و مغز کتاب که همان شهید علی هاشمی است. در اهمیت این انسان و نقش تأثیرگذاری که این انسان تا هنوز گمنام در تاریخ دفاع مقدس داشته است، ارجاع تان می دهم به بخشی از صحبت های محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در زمان دفاع مقدس:

«در یکی از گزارش هایی که به من دادند خواندم ماهر عبدالرشید (ماهر عبدالرشید از فرماندهان صاحب نام عراقی است) به تعدادی از اسرای ما در بازجویی شان گفته بود: چرا شما به فاو آمدید؟ مگر تک اصلی شما در هور نبود؟

عملیات فاو تمام معادلات فرماندهان عراقی را به هم زد؛ آن ها دیر فهمیدند. رو دستی خورده بودند که با هیچ حرکتی جبران نمی شد.

با جرأت می گویم فتح فاو مدیون زحمات علی هاشمی گمنام است. پس از عملیات هرگز ادعایی نکرد و صدایی از او در نیامد. گویی اصلاً نقش نداشته است.» صفحه 43 کتاب

اینکه ماهر عبدالرشید می گوید مگر تک اصلی شما در هور نبود، اشاره دارد به عملیات ها و فضا سازی هایی که به نحوی عالی توسط تیم شهید علی هاشمی در هور انجام شده بود و همین مسأله دشمن را فریب داده بود.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۵ ، ۲۲:۳۳
احمد احمدی


نام کتاب: از شرابه های روسری مادرم

شاعر: سیدحسن حسینی

ناشر: انجمن شاعران جوان؛ 64 صفحه؛ قطع رقعی

یادداشت میهمان


خانم غزنوی (مسئول بخش مرجع کتاب خانه مرکزی دانشگاه خلیج فارس بوشهر؛ که ان شاالله به زودی از رساله دکتری شان در حوزه شعر معاصر دفاع خواهند کرد) محبت کرده اند و برایمان کتابی از سیدحسن حسینی عزیز معرفی کرده اند؛ مجموعه ای درباره حضرت زهرا (س). این مجمومه شعر به همت دوست دیرین سیدحسن، قیصر امین پور عزیز به چاپ رسیده است؛ رحمت خداوند بر هر دوی این بزرگواران باد. باآرزوی توفیق برای خانم دکتر غزنوی در دفاع از رساله غنی و پربار دکتری شان، این یادداشت کوتاه به همراه دو شعر از این مجموعه غنی را به شما تقدیم می کنیم.


در رابطه با این کتاب ارزشمند که در سال 1385 توسط انجمن شاعران ایران منتشر شده است و نوآوری‌های  سیدحسن حسینی  در این کتاب،  ذکر چند نکته ضروری به نظر می‌رسد:

1. شاعر با مهارت تمام، 21 قطعه شعر را در قالب سپید سروده است در صورتی که طبق بررسی ها، اشعار منقبتی تاکنون در قالب سنتی و کلاسیک سروده می‌شده است. 

2. آنچه تاکنون از حضرت زهرا (س) سروده شده بود، اشعار مرثیه و سوگ سروده هستند. در حالی که در این دفتر شعر، مادر متبسم است و ایستاده و چتر بلند آفرینش را بر سر ولایت گستره است! و خیلی از فضایل دیگر از جمله عبادت، مهربانی، وفاداری ودیگر صفات زیبایی که برای یک بشر برگزیده و بندۀ خاص خداوند متصور هستیم.
3. از نظر زبان و بیان و محتوای شعر بسیار زیبا و تأثیرگذار است و خواننده را در فضایی صمیمی و بین زمین و آسمان در حالت بی وزنی قرار می‌دهد و حس خوبِ
​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​ بودن و زندگی آسمانی را القا می‌کند.
4. شاعر از موضع قوت برخورد کرده
  و افتخار مادر تنها به عنوان دختر پیامبر بودن و یا همسر امام علی بودن مطرح نیست. بلکه به شخصیت وجودی حضرت زهرا (س) پرداخته شده است و این یک نکته مهم و اساسی در این کتاب به چشم می‌خورد و.. 



گلدوزی


شبانه


در بستری بی نشان


افول کرد


مادرم که غول ها را به چالش خواند


و جبرئیل را زیر مهربانی زبانش


مرور کرد


عبور مادرم بی صدا


ولی حماسی بود


پدرم با چراغ اشک


ظلمت را به یکسو زد


و مادرم را


از خاک پس گرفت


و آسمان را


غرق شادمانی های سیاه کرد




دودمان تباهی


هنوز بیمناک از خروش مادر من بود


وقتی برادرانم 


منزل به منزل


تاریخ را گلدوزی دوباره می کردند






شهادت مستقیم


مادرم ایستاده بود


و به مارپیچ طوفان در گردنه شقایق ها می نگریست


ستاره ها از مدار پلکش می گریختند


و صدایی


پیش پایش متبرک می شد


مادرم ایستاده بود


و مثل باران


می چکید بر جبهه های نابرابر


دست پدرم


به دنبال قبضه ای باستانی می گشت


و تاریخ گل


عطر غریبی داشت


وقتی مادرم ایستاده بود


و با زخم پلک های کبودش


شهید می شد!






۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۲۸
احمد احمدی


بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: سری که درد... می کند

نویسنده: سیدمهدی شجاعی

ناشر: انتشارات نیستان، 174 صفحه


سیدمهدی شجاعی اسم آشنایی است برای اهالی کتاب؛ کتاب «سری که درد... می کند» مجموعه ای است از هشت داستان کوتاه به قلم ایشان در 174 صفحه؛ کتابی کم حجم با داستان هایی نسبتا کوتاه.

به قول نویسنده داستان ها الزاما با هم ربطی ندارند ولی من نخ تسبیحی زیبا می بینم که به زیبایی همه داستان ها (البته به جز یکی) را به هم متصل می کند. آن نخ حلقه اتصال هم معنویت، مرام و غیرت است. سه تا از داستان ها با زبانی شیرین و گاهی طنز گونه و همراه با اغراق مدیریت های کلان کشور، دزدی و اختلاس های موجود را به سخره و طعنه می گیرند. خصوصا داستان «دست کج، زبان راست» که حکایت یک مختلس صدیق و راستگو است!. سه داستان هم حکایت عنایت ائمه معصومین علیهم السلام به انسان های با مرام و اهل دلی است که البته گاهی بعضی هایشان دمی هم به خمره می زده اند!


کتاب مجموعه ای است مختصر، گاهی طنز و گاهی هم طناز، به همراه معنایی معنوی که به نوعی روح حاکم بر کتاب است. خواندن این مجموعه کم حجم و خواندنی، پیشنهادی است شیرین و خوشمزه از طرف نگارنده. همین طور به راحتی می توانید آن را در قفسه ای که خاص افراد کم خوانی است که دوست دارید کتاب بخوانند قرار دهید.


۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۱۳
احمد احمدی

بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب:

ملاقات در شب آفتابی

نویسنده:علی مؤذنی

ناشر: انتشارات قدیانی. قیمت چاپ دهم: 4000 تومان 152 صفحه، قطع رقعی

درود بر علی مؤذنی و قلم جذاب و زیبایش. با بیانی طنازانه،جدی،حرفه ای و دوست داشتنی و از همه مهم تر رعایت این ویژگی ها در کمال کم گویی و ایجاز، مؤذنی عزیز روایت کرده برایمان برشی از زندگی دو جانباز دفاع مقدس را؛ در قالب رمانی کم حجم و بشدت خواندنی؛رمانی که باید جرعه جرعه و بدون عجله آن را سر کشید و خنکای هر قطره اش را میهمان جان تشنه کنیم!

کتاب هم درباره دفاع مقدس است و هم نیست؛ درباره دفاع مقدس است چون مؤذنی عزیز از زبان یک شهید و یکی از جانبازان راوی به خوبی فضای جبهه را در کمال ایجاز و کم گویی و همین طور خوش گویی بیان می کند و درباره دفاع مقدس نیست چون حجم مناسبی از این کتاب کم حجم حکایت عاشقانگی و زندگی عاشقانه این دو جانباز سرافراز است. توصیه عمیق و جدی می کنم که این کتاب جدی، دوست داشتنی و پر از شیرین زبانی و طنازی خاص را را مطالعه کنید و با یکی از آثار خوب ادبیات دفاع مقدسمان آشنا شوید.اعتقاد شدید دارم که این کتاب خواندنی آن جایگاه و ارجی که باید و شایسته اش است را هنوز نیافته است. نکته آخر اینکه بدلیل حجم کم و خوش خوانی کتاب، این کتاب را بشدت توصیه می کنم جهت هدیه دادن به افراد کم که دوست دارید کتاب بخوانند.

بعد از تحریر:


تشکر ویژه از دوستم، یونس خدری عزیز، مدیر کتابسرای باران که این کتاب رو به من پیشنهاد کرد.

۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۵ ، ۱۸:۰۸
احمد احمدی

بی نوایان


بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: بینوایان 

نویسنده: ویکتور هوگو

مترجم: حسینقلی مستعان

ناشر: انتشارات امیرکبیر؛ قیمت چاپ بیست و پنجم، دوره دو جلدی: 50000 تومان؛ 1647 صفحه

 


 حسب تجربه ای که در حوزه معرفی کتاب نوشتن دارم، به این نتیجه رسیده ام که هر قدر کتابی که می خوانی عمیق تر، غنی تر، خواندنی تر و پربارتر باشد، قطعا معرفی آن سخت تر خواهد بود.

معرفی کردن «بینوایان»، این اثر سترگ ادبیات جهان واقعا کار سختی هست. با یک کتاب بسیار مهم، عمیق و چندین وجهی مواجه هستیم. بینوایان کتابی است فلسفی، انقلابی، داستانی، حِکمی، تاریخی، روانشناسی، جامعه شناسی و ...! و این همه، تعارف و یا این که چون بزرگان این کتاب را تجلیل کرده اند ما هم بگوئیم، نیست. اگر در یک جمله بخواهم از بینوایان بگویم، آن جمله این است:

 بینوایان کتاب زندگی است.

و جمله دوم هم اینکه خواندنش برای هر انسانی که دوست دارد با فراز و نشیب های حیات آشنا شود و درک صحیحی از زندگی داشته باشد، نافع خواهد بود. 

بینوایان در کنار اینکه یک اثر داستانی فوق العاده است (منظور وجود عناصر داستانی نظیر قصه، شخصیت ها و شخصیت پردازی های عالی، تعلیق و ...) پر از حکمت و گوهر های حکیمانه است. ویکتور هوگو توانسته است در بستر یک داستان پرکشش برایمان از تاریخ (به طور خاص انقلاب کبیر فرانسه و همین طور در جای جای کتاب گریزهای فراوانی به برهه های دیگر تاریخ بشر می زند) و همین طور اسطوره های ملل، سیاست، فلسفۀ زندگی و مرگ، حکمت ها و تدبیرهای الهی در زندگی انسان ها سخن بگوید. خوانندۀ مشتاق می تواند براحتی نگاه حکیمانه و اصولی ویکتور هوگو را از پس پرده حوادثی که بر جناب ژان والژان (شخصیت اصلی داستان) می گذرد، ببیند. همین طور تحلیل های عمیقی که هوگو از مسائل اجتماعی (فی المثل نظیر «آرگو» که زبان طبقه اوباش پاریسی بوده است و یا نحوه مدیریت فاضلاب و به طور خاص فاضلاب شهر پاریس) دارد را مشاهده کند.

 نویسنده در جای جای کتاب نقش بی بدیل خالق هستی و حکمت هایش در امورات را به زیبایی و با بیانی پذیرفتنی به رخمان می کشد.

یکی از نگاه های بسیار حکیمانه ای که هم در روحِ حاکم بر کتاب مستتر است و هم جناب هوگو به طور خاص در بخشی از کتاب به آن اشاره می کند تعریف و نوع نگاه عالمانه ای است که نویسنده به مقوله خوشبختی و سعادت دارد.(که در ادامه همین یادداشت، این بخش کوتاه از کتاب را خواهید دید)

هوگو شبه روشن فکران محو در همه چیز و غایب از مفهوم و حیقیقت زندگی و مفهومی مهم به نام وظیفه را به سخره می گیرداصل مهمی در زمینۀ تاریخ نگاری را به مورخ هوشمند گوشزد می کند؛ مبانی شناخت جامعه و مفهوم رشد و ترقی را در مقام یک جامعه شناس تبیین می کند. مسیر تطور انقلاب اجتماعی و چگونگی همراهی کردن یا نکردن مردم با حوادث را تشریح و تحلیل می کند و همین طور از دیکتاتوری و جمهوریت سخن ها می گوید.

نویسنده نگاه معاد باور و مرگ آگاه اش را عالمانه، در خلال داستان و مباحث غیرداستانی کتاب نشانمان می دهد؛ و این جاست که در می یابیم ویکتورهوگو چه نگاه متعالی و عمیقی نسبت به مفهوم مرگ دارد.

یکی از مباحث مهم کتاب بررسی سیر تطورات انقلاب کبیر فرانسه در یک بازه حدود سی ساله است. همان طور که ذکر شد نگاه جامع نویسنده به مقوله انقلاب و به طور خاص انقلاب فرانسه برای جویندگان و پژوهندگان در این حوزه قطعا مفید و نافع خواهد بود؛ چرا که جناب هوگو در بطن این حوادث حضور داشته است (البته این نگاه هوگو براحتی قابل تسری به دیگر انقلاب ها است و می توان آن ها را با این عینک هوشمندانه هوگو تحلیل کرد).

در کنار همه این هایی که گفته شد که قطعاً قطره ای است از دریای بزرگ بینوایان، از نگاه بنده مهم ترین امتیاز کتاب بینوایان نگاه تکامل یافته و جامعی است که هوگو به مفهوم و مقوله زندگی دارد. این نگاه -که به نوعی روح حاکم بر کتاب است- از ابتدای کتاب که با حکایت زندگی و مشی جناب بین ونو؛ اسقف دینی (دینی نام شهری است که جناب اسقف در آن ساکن است) آغاز می شود و تا انتهای کتاب -همراه و شانه به شانه اتفاقات طولانی و پر هیجانی که بر ژان والژان و کوزت و ماریوس و تناردیه ها می گذرد- قابل ردیابی است.

حرف دیگر بنده این است که خواندن نسخه کامل بینوایان، این اثر بزرگ ویکتور هوگو، تجربه ای نیست که بتوان براحتی قید آن را زد؛ از کتبی است که به نظر من حداقل و تأکید می کنم که حداقل یک بار خواندن آن بسیار نافع خواهد بود (و این تأکید بر حداقل یک بار برای کسانی است که حوصله چند بار خواندن یک کتاب را ندارند؛ وگرنه بینوایان براحتی ارزش چند بار خواندن را دارد). واقعا حیف است که انسان با کتاب و کتاب خوانی مأنوس باشد و حداقل یک بار بینوایان، این کتاب بزرگ ادبیات فرانسه و جهان را نخوانده باشد. ملت فرانسه به نظر من بخاطر بینوایان باید مدیون این نویسنده بزرگ باشد.

و در نهایت شما را مهمان قسمتی از این کتاب بزرگ می کنم که جناب هوگو از مفهوم زندگی و خوشبختی به زیبایی سخن می گوید:

«نسبت به عقوبت دیدگان شفقت داشته باشیم. دریغا! ما خود کیستیم؟ من که با شما سخن می گویم کیستم؟ شما که گوش بمن دارید کیستید؟ از کجا میآییم؟ آیا کاملا اطمینان داریم که پیش از آنکه زاییده شویم کاری نکرده ییم؟ زمین خالی از شباهت به یک زندان نیست. از کجا معلوم است که آدمی، یک بازداشت شدۀ عدل الهی نیست؟

از نزدیک به زندگی بنگرید. این زندگی چنان ساخته شده است که در همه جایش عقوبتی احسس می شود.

آیا شما آن کسید که خوشبخت نام دارد؟ - بسیار خوب؛ با اینهمه همه روزه غمگین هستند.- هر روز، اندوه بزرگی یا پروای کوچکی ویژۀ خود دارد. دیروز برای سلامت کسی که نزد شما عزیز است می لرزیدید، امروز بر سلامت خود بیمناکید. فردا اضطرابتان راجع به پول خواهد بود، پس فردا زخم زبان یک مفتری اندوهگینتان خواهد ساخت؛ پسین فردا بدبختی یک دوست سبب تأثرتان خواهد شد؛ سپس بدی یا خوبی هوا، پس از آن شکستن یا گم شدن چیزی گرانبها. پس از آن تفریحی که بدلیل آن وجدان و ستون فقرات ملامتتان میکنند؛ یکبار دیگر، جریان امور عمومی. این درصورتیست که دردهای دل را بشمار نیاوریم و همچنین امتداد مییابد. ابری از میان میرود، ابر دیگری پدیدار میشود. در هر صد روز بزحمت یک روز اتفاق میافتد که آفتاب شادمانی برای شما بدرخشد و حال آنکه شما از افراد نادری هستید که سعادت دارند! اما دیگر آدمیان، ظلمت راکد برسرشان افتاده است.

روح های خردپیشه، این عبارت را کمتر بکار میبرند: «خوشبختان و بدبختان».

در این جهان که مسلماً دهلیز عالم دیگری است خوشبخت وجود ندارد. تقسیم واقعی بشری از این قرار است: روشنان و تاریکان.

کاستن از تعداد تاریکان و افزودن بر تعداد روشنان هدف اصلی است. از این است که فریادکنان میگوییم؛ آموزش! دانش! خواندن را آموختن، روشن کردن آتش است. از هجی کردن هر هجا شراره یی بیرون میجهد.

در واقع کسی که میگوید: روشنایی، واجب نمیآید که بگوید: شادمانی. آدمی در روشنایی رنج میبرد؛ افراط در آن می سوزاند. شعله دشمن بال و پر است. سوختن و از پرواز وانماندن خارقه یی از نبوغ است.

هنگامی که بشناسید و هنگامی که دوست بدارید، بازهم رنج خواهید برد. روز با چشم اشکبار بوجود میآید. روشنان اگر هم هیچ مورد برای گریستن نداشته باشند بر ظلمت زدگان می گریند.»

 

و به عنوان حسن ختام این معرفی بخشی از نظرات رهبر عزیز انقلاب، سیدعلی خامنه ای درباره این کتاب بزرگ را می آورم: (اینجا)

یادم افتاد که «ویکتورهوگو» در «بینوایان» اگر خوانده باشید شرح جنگهای «ناپلئون» را می‌دهد. یعنی بخشی از جنگهای ناپلئون را شرح می‌دهد. به اعتقاد من، ویکتورهوگو بهترین صحنه‌ها را در بیان حرفهای خودش تصویر کرده است. ویکتورهوگو یک حکیم است. ویکتور هوگو یک نویسنده‌ی معمولی نیست. واقعاً به همان معنایی که ما مسلمانان «حکیم» را استعمال می‌کنیم و به‌کار می‌بریم، یک حکیم است و بهترین حرفهایش را در «بینوایان» زده است. «بینوایان» هم یک کتاب حکمت است و به اعتقاد من، همه باید «بینوایان» را بخوانند.

یا در جایی دیگر این گونه درباره بینوایان سخن می گویند:

«به نظر من بینوایان ویکتور هوگو برترین رمانی است که در طول تاریخ نوشته شده است. من همه‌ی رمان‌های طول تاریخ را نخوانده‌ام، شکی در این نیست، اما من مقدار زیادی رمان خوانده‌ام که مربوط به حوادث قرن‌های گوناگون هم هست. بعضی رمان‌های خیلی قدیمی را هم خوانده‌ام. مثلاً فرض کنید کمدی الهی را خوانده‌ام. امیرارسلان هم خوانده‌ام. الف لیله و هزار و یک شب را هم خوانده‌ام. وقتی نگاه می‌کنم به این رمانی که ویکتور هوگو نوشته، می‌بینم این چیزی است که اصلاً امکان ندارد هیچ کس بتواند بهتر از این بنویسد یا نوشته باشد و معروف نباشد و مثل منی که در عالم رمان بوده‌ام، این را ندیده باشم یا اسمش را نشنیده باشم ... من می‌گویم بینوایان یک معجزه است در عالم رمان‌نویسی، در عالم کتاب‌نویسی. واقعاً یک معجزه است ... من به همه‌ی جوان‌ها توصیه می‌کنم، نه حالا که دارم با شما صحبت می‌کنم، بارها این را گفته‌ام. زمانی که جوان‌ها زیاد دور و بر من می‌آمدند قبل از انقلاب، بارها این را گفته‌ام که بروید یک دور حتماً بینوایان را بخوانید. این بینوایان کتاب جامعه‌شناسی است، کتاب تاریخی است، کتاب انتقادی است، کتاب الهی است، کتاب محبت و عاطفه و عشق است.»

بینوایان گفتنی و نوشتنی فراوان دارد؛ سعی می کنم ان شاالله در خلال معرفی کتاب های آینده بخش های دیگری از کتاب را نیز در اختیار شما عزیزان قرار دهم.

۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۵ ، ۰۶:۱۰
احمد احمدی

یکی از عادات پسندیده در آغاز سال جدید (بعضی ها هم در انتهای همان سال قدیمی) بررسی کمی و کیفی اتفاقات و حالات سال گذشته است. ما هم در کتاب بازان حسب مشی کتاب بازی مان! از شما دوستان همراه کتاب باز خواسته ایم تا مهم ترین یا تأثیر گذارترین کتاب هایی که در سال 1394 خوانده اید را با ما در میان بگذارید.  کتاب یا کتاب های مهم و یا قابل ذکری که در سال 1394 خوانده اید را نام ببرید و در صورت امکان سعی کنید با چند کلمه محدود و حداکثر یک جمله از این تجربه کتابی تان برای مان بگویید.

ما معتقدیم که صرف کتاب خواندن جهت ورود به دنیای دانایان و قرار گرفت ذیل مقوله دانایی شرطِ کافی نیست، ولی با قاطعیت می توان گفت که کتابِ خوب خواندن شرط لازم ورود به دنیای دانایانِ خوشبخت (البته منظورمان از خوشبختی همان تعریفی است که جناب ویکتور هوگو در بینوایان ارائه می کنند) است. پس بیایید در کنار هم از خوب کتابِ خوب خواندن هایمان بگوییم.

در همین راستا نگارنده چهار کتاب مهمی که در سال 1394 خوانده است را با توضیحی مختصر خدمت شما معرفی می کند:

1. بینوایان، نویسنده: ویکتور هوگو؛ کتابی که تأثیری مهم در نگاه من به زندگی داشت

2. آزادی معنوی، نویسنده: شهید مطهری؛ آزادی به معنی کامل کلمه، یعنی آزادی معنوی

3. آتش بدون دود، نویسنده: نادر ابراهیمی؛ خواندن یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی معاصر در حوزه مستند نگاری و داستان

4. آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شوند: اصغر طاهرزاده؛ گذر از ساحت علم حصولی به حیات علم حضوری(جمله روی جلد کتاب) و کمی آشنایی با نقش کلیدی و مهم ائمه اطهار علیهم السلام در زندگی ما


*بعد از تحریر: کتاب من زنده ام نیز یکی از کتاب های ارزشمندی بود که در سال 1394 مطالعه کردم و خواندن آن را به کسانی که تاکنون این کتاب شاخص را نخوانده اند، پیشنهاد می کنم

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۵ ، ۰۱:۱۶
احمد احمدی

بسم الله الرحمن الرحیم

یادداشت کوتاه زیر معرفی کتابی مجمل، ولی پربار به قلم دکتر احسان رضایی، از مطبوعاتی ها و فعالان عرصه کتاب، که در هفته نامه همشهری جوان، مورخ 15 اسفند 94 چاپ شده است. احسان رضایی نازنین، در یک یادداشت بسیار کوتاه حدود 15 کتاب خوب که در سال 1394 چاپ شده اند را با بیانی شیوا و در نهایت اختصار معرفی کرده است.

                                                                      

   

از اتاق فرمان اشاره می کنند که این، آخرین شماره ی عادی سال است و شماره ی بعدی ویژه نامه ی عید می شود و این حرف ها. گفتم در این آخرین فرصت سال، یک اختلاطی هم درباره ی کتاب های خوبی که امسال خواندیم بکنیم. لیستی که امسال هزار ماشاالله پر و پیمان بود والبته هیجان انگیز. همه جور چیزی هم تویش پیدا می شد و جنس، حسابی جور بود. از کتاب خوب و خواندنی و عزیز «قاف» یاسین حجازی که وقتی از دست دوستی به دستم رسید، همانجا شروع کردم به خواندنش و یکهو به خودم آمدم و دیدم ساعتی است سرپا، دارم کتاب را می خوانم، تا «هنر شفاف اندیشیدن» ترجمه ی عادل فردوسی پور که می تواند نگاه شما را به مقوله ی کتاب های روان شناسی و موفقیت عوض کند.

در زمینه ی کتاب های تاریخی، یکی کتاب «شناخت کورش، جهانگشای ایرانی» نوشته ی رضا ضرغامی و ترجمه ی عباس مخبر بود که در نیمه ی دوم سال رسید و روشمندی کتاب، خواننده را به هیجان می آورد (تازه جواب سؤال آن جلد تاریخی مجله را هم به خوبی می داد: آیا کورش بزرگ بود؟). یک کتاب هم درباره ی تاریخ معاصر بود که اطلاعات زیاد و به خصوص تصاویر نابش، طرفداران زیادی برایش آورد: «زندگی و زمانه سیدعلی خامنه ای» نوشته ی جعفر شیرعلی نیا.

«بیست و سه نفر» احمد یوسف زاده و برادران اسیرش هم که دیگر نیازی به معرفی ندارد و جزء پرفروش های سال. در زمینه ی کتاب های کلاسیک، ترجمه ی جناب کاوه میرعباسی را از «کمدی الهی» را حتما توصیه می کنم که بخوانید و با یک کلاس درس ترجمه آشنا شوید. در حوزه ی داستان کوتاه، پرویز دوایی نازنین ترجمه ی جدیدی از هرابال، نویسنده ی «تنهایی پر هیاهو» را به دست ما رساند، با عنوان «نی سحر آمیز» و در زمینه ی رمان ها، جلد پنجم «نغمه آتش و یخ» جورج آر. آر. مارتین هم بود که دو ترجمه داشت و ایضا رمان بسیار فوق العاده ی «تبصره 22» جوزف هلر را که با ترجمه ی احسان نوروزی آمد و ظاهرا قرار است یک ترجمه دیگرش هم بیاید. این داستان ترجمه های مکرر هم ماجرایی شده است. مثلا «برو دیدبانی بگمار» نوشته ی هارپرلی، سه تا ترجمه داشت که من ترجمه ی خانم ویدا اسلامیه اش را خواندم. آخرین رمان یوسا (قهرمان عصر ما) و اولین رمان چارلز دیکنز (یادداشت های پیک ویک) هم امسال ترجمه شدند. یک داستان کوتاهی هم بود با عنوان «روزی روزگاری در شمال» که با «آکسفورد لایرا» در یک جلد کوچک جمع شده اند و مقدمه و موخره ای بودند بر رمان «نیروی اهریمنی اش» که به من یکی خیلی چسبید. کنار همه ی اینها، در زمینه ی ادبیات فارسی، «جنگ رباعی» جناب سیدعلی می رافضلی که گزیده ای از 35 شاعر زبان فارسی بود، حسابی چسبید. از بین کارهای شاعران معاصر هم، مجموعه ی «175 اقیانوس» که گزیده ی شعرهای سروده شده برای غوصان شهیدمان بود، کتاب برگزیده امسال این بنده است.

یک مجموعه 20 جلدی هم به همت بنیاد دایرة المعارف بزرگ اسلامی منتشر شد که هنوز درگیرش هستم، یعنی «تاریخ جامع ایران» که اگر اهل مطالعات تاریخی باشید، از خواندنش گریز و گزیری نخواهید داشت. و خب دیگر چی بگویم؟ سال 1394 سال پر کتابی بود. سال پر کلمه ای بود. سالی بود که به کتابخوان ها خوش گذشت. خدا کند به شما هم خوش گذشته باشد. خدا کند سال بعد هم همین طور باشد. همین طور هی کتاب های خوب بیاید و بخوانیم و هی خوش بگذرد. دعا از این بهتر سراغ دارید؟

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۰۷
احمد احمدی

بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: سیاه چمن

نویسنده: امیرحسین فردی

ناشر: سوره مهر؛ قیمت چاپ ششم به سال 1391، 2600 تومان 150 صفحه رقعی

سیاه چمن رمانی است کم حجم از زنده یاد محمدحسین فردی. این کتاب را از میان انبوهی از کتاب های خوب  در یک اردوی زیارتی انتخاب کردم برای خواندن، و از این انتخاب هم خرسندم. و اما چرا سیاه چمن؟ وقتی در مقدمه کتاب خواندم که ابتدا قرار بر این بوده است که نویسنده گزارشی بنویسد از مشاهداتش درباره منطقه ای که حوادث کتاب در آن اتفاق می افتد ولی به ناگاه تصمیم می گیرد قالب رمان و داستان را برگزیند؛ دقیقا یاد وضعیتی مشابه برای خودم افتادم که قرار بود خاطره گونه ای از یک سفر بنویسم ولی بعد بنا به دلیلی تصمیم گرفتم از قالب داستان استفاده کنم. این شباهت و اینکه زنده یاد  امیرحسین فردی می گوید که تا قبل از سیاه چمن فقط دو داستان کوتاه نوشته بودم و این اعتماد به نفس را مدیون انقلاب اسلامی می داند مرا راغب کرد تا کتاب را بخوانم.

کتاب روایت خان گزیدگی* یک خانواده روستایی ساکن جنوب استان کرمان است. نویسنده حالات، اطوار و مظالم خان زورگو بر روستائیان را در قالب داستانی با چاشنی تعلیق روایت می کند. همین طور نیم نگاهی دارد به نقش انقلاب اسلامی در مبارزه با ظالمان وقت. به عنوان اولین داستان بلند نویسنده من کتاب را پسندیدم.

رمان اسماعیل زنده یاد امیرحسین فردی نیز در همین وبلاگ معرفی شده است.


*خان گزیده ها عنوان مستندی است از شهید آوینی به سال 1359 در باب جنایات خان ها در روستاها قبل از انقلاب اسلامی


لینک معرفی کتاب توسط ناشر


۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۵۰
احمد احمدی

سایت دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب، مطلبی تحت عنوان: کتاب خوانی، کتاب مضر کار کرده است، که در ادامه، این مطلب به نقل از همان سایت آمده است.


مسئله‌ی فرهنگ «کتابخوانی» در کشور ما یکی از دغدغه‌های مهم رهبر انقلاب از سال‌های گذشته تا کنون بوده است. ایشان معتقدند: «در جامعه‌ی ما بی‌اعتنائی به کتاب وجود دارد.» و «با تلخی‌ باید اعتراف‌ کنیم‌ که‌ رواج‌ کتاب‌ و روحیه‌ی‌ کتابخوانی در میان‌ ملت‌ عزیز ما که‌ خود یکی‌ از مشعلداران‌ فرهنگ‌ و کتاب‌ و معرفت‌ در طول‌ تاریخ‌ پس‌ از ظهور اسلام‌ بوده‌ است‌، بسی‌ کمتر از آنچیزی‌ است‌ که‌ از چنین‌ ملتی‌ انتظار می‌رود.»؛ «ما باید جوانان را به کتابخوانی عادت دهیم، کودکان را به کتابخوانی عادت دهیم؛ که این تا آخر عمر همراهشان خواهد بود.»

از این رو، با توجه به جایگاه مسئله‌ی فرهنگ در منظومه اندیشه رهبر انقلاب اسلامی و همچنین توصیه‌های مکرر ایشان درباره «کتاب و کتابخوانی»، پایگاه KHAMENEI.IR در نظر دارد مجموعه پوسترهای «کتابخوانی» را به مرور تهیه و منتشر کند.


نخستین طرح از این مجموعه، با عنوان «کتاب مضر» منتشر شد: «بعضی کتابها مضر است. مجموعه‌ای که متصدی امر کتاب است، نمیتواند با اتکاء به این فکر که ما آزاد میگذاریم، خودشان انتخاب کنند، هر کتاب مضری را وارد بازار کتابخوانی کند.» 

۱۳۹۰/۴/۲۹


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۴۵
احمد احمدی