کتاب بازان

ان الحسین مصباح الهدی و السفینه النجاة

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نویسندگان

۱ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

داستان راستان

شهید مرتضی مطهری

انتشارات صدرا

هفته­ نامه همشهری جوان را سال­ ها است که به صورت «گاه هست و گاه نیست» تهیه می­کنم. یادم است اولین شماره­ ای که گرفتم، ویژه نامه نوروز 85 بود. این نشریه چند سالی است که صفحه­ ای با عنوان «جوان ایرانی » را منتشر می­ کند. فی­ الواقع 2 صفحه، و در چند شماره اخیر هم سبک و سیاق این صفحه را تغییر داده است و 4 صفحه شده است. در شماره 415 مهمان این صفحه، استادم، جناب آقای دکتر رزمی­ نیا بود. دو صفحة پر باری است و خواندنش به نوعی پیشنهاد ویژه­ ام است. استاد همیشه دانشجوها و کسانی را که به نوعی از ایشان تأثیر می­ پذیرند را به مطالعه آثار شهید مطهری توصیه می­ کنند. یکی از مطالب مربوط به استاد در صفحه جوان ایرانی هم اشاره به این موضوع دارد با این تیتر:

آثار مطهری چارچوب اعتقادی را محکم می کند

من جسته و گریخته آثاری از شهید مطهری را مطالعه کرده­ ام. اولین کتابی را هم که از استاد مطهری خواندم کتاب «داستان راستان» است. در سال های آغازین نوجوانی که تازه وراد وادی شورانگیز کتاب شده بودم، در نمایشگاه کتابی، داستان راستان را خریدم و همان ایام هم کتاب را مطالعه کردم. ولی این بار بنا به توصیه استاد و احساس نیاز شدید خودم، تصمیم گرفتم به طور منسجم به مطالعه آثار شهید مطهری بپردازم. از میان چند سیر مطالعاتی­ ای که پیدا کردم یکی را انتخاب و شروع کرده ام به مطالعه. کتاب اول تمامی سیرهای مطالعاتی­ ای که دایده­ ام همین کتاب داستان راستان است. پس از حدود ده سال دوباره به سراع داستان راستان رفتم. به جرأت می توانم بگویم که داستان راستان مؤید وزینی است برای تأئید بزرگی نویسنده. نویسنده­ ای که با شهادت دنیا را به پایان برد، شهادتی که به قول حضرت امام خمینیره هنر مردان خداست. در کتاب «داستانی که تمام نمی شود» که انتشارات سوره مهر درباره شهید مطهری چاپ کرده است درباره تولد شهید مطهری این گونه آمده است:

«سکینه خانم خواب می‌دید؛ یک خواب شیرین و سرتاسر عطرآگین. او می‌دید که زنان ده در مسجد جمع شده‌اند تا بانو برسد. لحظاتی بعد، بانو از راه رسید. بلند قامت بود و یک لباس عربی به تن داشت. همراهش دخترکانی بودند که گلابدان در دست داشتند. بانو به هر زنی که می‌رسید، به دخترها اشاره می‌کرد که به رویش گلاب بپاشند. سکینه خانم، بی‌قرار رسیدن بانو بود. لحظه‌ای بعد بانو و دخترها به نزدیک او رسیدند.

بانو به دخترها گفت: «به ایشان سه مرتبه گلاب بپاشند«.

بوی گلاب تمام وجودش را پر کرد؛ اما نگران شد، پیش دوید رو به بانو کرد و پرسید: «بانوی من! چرا فرمودید روی من سه بار گلاب بپاشند؟!»

بانو، نگاهی پر از مهربانی به او انداخت و گفت: «به خاطر آن طفلی که باردارش هستی، او خدمات زیادی به اسلام خواهد کرد.» (برگرفته از سایت سازمان تبلیغات اسلامی)

شهید مطهری در مقدمه کتاب این گونه می آورد:

«این داستان ها هم برای «خواص» قابل استفاده است و هم برای «عوام»، ولی منظور از این نگارش تنها استفادة عوام است، زیرا تنها این طبقاتند که میلی به عدالت و انصاف و خضوعی در برابر حق و حقیقت در آنها موجود است و اگر  با سخن حقی مواجه شوند حاضرند خود را با آن تطبیق دهند.

صلح و فساد طبقات اجتماع در یکدیگر تأثیر دارد. ممکن نیست که دیواری بین طبقات کشیده شود وطبقه ای از سرایت فساد یا صلاح طبقة دیگر مصون یا بی­ بهره بماند، ولی معمولا فساد از «خواص» شروع می­ شود و به «عوام» سرایت می­ کند و صلاح برعکس از «عوام» وتنبه و بیداری آنها آغاز می­ شود و اجبارا «خواص» را به صلاح می­ آورد، یعنی عادتا فساد از بالا به پایین می­ ریزد وصلاح از پایین به بالا سرایت می­کند.»

و در ادامه:

«از دکر این نکته نیز نمی­ توانم صرف نظر کنم که در مدتی که مشغول نگارش یا چاپ این داستانها بودم، بعضی از دوستان ضمن تحسین و اعتراف به سودمندی این کتاب، از اینکه من کارهای به عقیدة آنها مهمتر و لازمتر خود را موقتا کنار گذاشته و به این کار پرداخته­ ام، اظهار تأسف می کردند و ملامتم می نمودند که چرا چندین تألیف علمی مهم را در رشته­ های مختلف به یک سو گذاشته­ ام و به چنین کار ساده­ ای پرداخته­ ام. حتی بعضی پیشنهاد کردند حالا که زحمت این کار را کشیده­ ای پس لااقل به نام خودت منتشر نکن! من گفتم چرا؟ مگر چه عیبی دارد؟ گفتند اثری که به نام تو منتشر می­ شود لااقل باید در ردیف همان اصول فلسفه باشد، این کار برای تو کوچک است. گفتم مقیاس کوچکی و بزرگی چیست؟»

داستان­ های مبتنی بر واقعیتی که با زبانی روان و امروزی به شرح اتفاقات مبتلا به مردم صدر اسلام و ائمه اطهار (علیهم السلام) می پردازد (البته داستان های اندکی هم غیر از این موضوعات در کتاب آمده است)، و به بیانی ساده می تواند راه­گشا و الگویی مناسب برای روزگار فعلی باشد. حقیقتاً نمی دانم که معجزه این کتاب و هنر شهید مطهری در چیست که این کتاب این قدر مفید و تأثیر گذار است. سهل ممتنع عنوانی برازنده برای این کتاب ارزشمند است.

در ادامه بخش دیگری از مقدمه این کتاب را می آورم تا بیشتر به بزرگی روح شهید بزرگورا واقف شویم. نکته ای که ای کاش همه سینماگران ما به آن واقف بودند و در آثارشان به کار می بردند و به قول سید جواد رسولی (سردبیر همشهری جوان) «سینما همان پیام نیست».

«کتاب و نوشته باید هم زحمت فکر کردن را از دوش خواننده بردارد و هم او را وادار به تفکر کند و قوة فکری او را برانگیزد. آن فکری که باید از دوش خواننده برداشته شود، فکر در معنی جمله­ ها و عبارات است. از این نظر تاحدی که وقت و فرصت اجازه می­ داده کوشش شده که عبارات روان و مفهوم باشد. و اما آن فکری که باید به عهدة خواننده گذاشته شود فکر در نتیجه است. هر چیزی که تا خود خواننده دربارة آن فکر نکند و از فکر خود چیزی بر آن نیفزاید، با روحش آمیخته نمی گردد و در دلش نفوذ نمی کند و در عملش اثر نمی­ بخشد. البته آن فکری که خواننده از خودش می تواند بر مطلب بیفزاید، همانا نتیجه ای است که به طور طبیعی از مقدمات می توان گرفت.»

۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۲ ، ۱۶:۲۳
احمد احمدی