کتاب بازان

ان الحسین مصباح الهدی و السفینه النجاة

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نویسندگان

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۳ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

حکمت ها  و اندرزها (جلد اول)

شهید مرتضی مطهری

انتشارات صدرا

کتاب حکمت ها و اندرزها دومین کتاب از سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری است، یعنی کتابی که بعد از داستان راستان است. در مقدمه کتاب هم ذکر شده است که محتوای کتاب شبیه به داستان راستان است. کتاب یک مجموعه مقاله است که برای ایراد به صورت سخنرانی به رشته تحریر درآمده اند(به نقل از مقدمه کتاب)، مربوط به سال های1331 تا 1341. مقالاتی بسیار ساده و روان، که محور اصلی آن ها قرآن و مشی و روش پیامبر(ص) و ائمه اطهار علیهم اسلام است. در واقع شهید مطهری برخی از دیدگاه ها و مسائل زندگی انسان عصر حاضر را در کنار مبانی قرآنی و کلام و منش بزرگان دین قرار داده است، و روشنگری هایی را در بعضی مسائل روز انجام  داده است. ویژگی مشخصی که کتاب دارد، کوتاهی مقالات و خوش خان بودن آن هاست و برای کسانی که وقت یا حوصله خواندن مباحث طولانی را ندارند می تواند گزینه مناسبی برای مطالعه باشد. در یکی از مقالات استاد یک معرفی خوب از نهج البلاغه و موضوعات ارائه شده در این کتاب ارزشمند ارائه داده است که می تواند برای کسی که شناختی از محتوای این کتاب ندارد مفید باشد. عنوان بعضی از مقالات کتاب در ذیل آمده است:

خداشناسی، مبنای انسانیت، خداشناسی پایه و اساس دین، ارکان سعادت بشر، محاسبه نفس، خصوصیات حق از نظر علی (ع)، حقوق مردم بر یکدیگر، تقوا و روشن بینی و مرگ در نظر مردان خدا.

از میان مقالات کتاب بخش های کوتاهی از دو مقاله جهت آشنا شدن با کیفیت مطالب را در اینجا ذکر می کنم:

پیامبر در جمع اصحاب سؤالی را مطرح می کند، سؤال این بود: «کدام یک از دستگیره های ایمان محکم تر است؟ یعنی در وسایل نجات و موجبات سعادتی که دین مقرر فرموده کدام یک بیشتر قابل اطمینان است؟» اصحاب پاسخ های مختلفی ارائه می دهند، کسی می گوید حج، فرد دیگری می گوید حج یا کس دیگری می گوید روزه و به همین ترتیب پاسخ هایی داده می شود، پیامبر ضمن تجلیل کردن این اعمال و با فضیلت شمردن آن ها این گونه پاسخ می دهد: «محکم ترین دستگیره های ایمان دوست داشتن بخاطر خدا و دشمن داشتن بخاطر خداست.»

در مقاله ای دیگر این خاطره از پیامبر ذکر شده است:

پیامبر یک ظرف شیر به همسرش، ام سلمه تعارف می کند، و ام سلمه در پاسخ می گوید میل ندارم. پیامبر پاسخ می دهد: «هم گرسنگی کشیدن و هم دروغ؟ یعنی می دانم میل داری و به دروغ تعارف می کنی. عرض کرد آیا این هم دروغ محسوب می شود؟ فرمود: بلی.»

۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۱۱
احمد احمدی


بسم الله الرحمن الرحیم

شطرنج با ماشین قیامت

حبیب احمدزاده

ناشر: سوره مهر

حبیب احمدزاده نویسنده هم استانی (استان بوشهر) ما است. نویسنده فیلم نامه اتوبوس شب به کارگردانی کیومرث پور احمد و بازی مرحوم خسرو شکیبایی و بابک حمیدیان (حمیدیان به واسطه بازی در فیلم چ و رستاخیز، کلی شهرت پیدا کرد، ولی فکر کنم اتوبوس شب اولین کار سینمایی اش بود). رمان شطرنج با ماشین قیامت روایت زندگی یک رزمنده نوجوان است در شهر محاصره شده آبادان. حدود هفتاد و هشتاد صفحه اول کتاب شاید خیلی کشش و جذابیت نداشته باشد ولی کم کم خواننده درگیر کتاب می شود. این اولین کتابی است که از احمدزاده می خوانم، ولی بنا به پیش فرض های ذهنی خودم، انتظارم بیشتری از او داشتم. کتاب در دسته مطالعاتی مورد علاقه من؛ یعنی، دفاع مقدس قرار می گیرد و خواندنش را بشدت توصیه می کنم، البته نه به این دلیل که در دسته مطالعاتی مورد علاقه ام است، هم به این دلیل و هم اینکه با یک رمان خوب در حوزه دفاع مقدس مواجه هستیم. دوستم، مصطفی تورنگ یک بار حرف جالبی درباره رمان ارمیای رضا امیرخانی زد. گفت اگر امیرخانی الآن می خواست ارمیا را بنویسد فصلی که درباره اقتصاد و بورژوازی و مسائلی از این دست هست را حذف می کرد. من هم در همان راستا می گویم که اگر احمدزاده دوباره می خواست «شطرنج با ماشین قیامت» را بنویسد فصلی که شامل رؤیاهای (خواب های) ناشی از بیماری شخصیت اصلی بود را حذف می کرد چون واقعاً خواندنش حوصله می خواست، البته این فصل بسیار کوتاه است، در حد سه یا چهار صفحه. ولی در کل موضوع و محور اصلی کتاب بسیار جذاب و خوب است و احمدزاده تصاویر خوبی از شهر محاصره شده آبادن و خلاقیت ها و ارتباطات رزمندگان به دست می دهد همچنین توصیفات بسیار خوب حالات و تفکرات شخصیت اصلی که نوجوانی 16، 17 ساله است هم از نقاط قوت کتاب به حساب می آیند . کتاب توسط دکتر Paul Sprachman در کالیفرنیای آمریکا به انگلیسی ترجمه شده است. (ایشان کتاب سفر به گرای 270 درجه از احمد دهقان را هم به انگلیسی ترجمه کرده است). و یک مقدمه خیلی خوب و بسیار خواندنی برای نسخه انگلیسی کتاب هم مترجم نوشته است که ترجمه فارسی آن در انتهای کتاب به عنوان ضمیمه آمده است که توصیه می کنم حتماً بعد از مطالعه کتاب، این مقدمه را هم بخوانید.

۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۳ ، ۲۱:۳۰
احمد احمدی


بسم الله الرحمن الرحیم

شاهرخ، حر انقلاب اسلامی

گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

ناشر: نشر امینان

کتابِ «شاهرخ، حر انقلاب اسلامی»، دومین کتابی است که از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی می­ خوانم. کتاب اول، کتاب «سلام بر ابراهیم» بود، که ان­شاالله در یک فرصت دیگر آن را معرفی خواهم کرد. گروه شهید ابراهیم هادی سعی می کنند که شهدا را به جامعه بشناسانند که کارشان واقعا ستودنی است. رهبر انقلاب در جایی می ­فرماید که زنده نگه­داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست. جمله خیلی عمیق و واقعاً تأمل برانگیزی است.

شهید شاهرخ ضرغام از افرادی است که به تعبیر من، دچار امام خمینی شده ­اند. فردی که قبل از انقلاب اسلامی، یکی از شغل­هایش یا تنها شغلش نگهبانی و تأمین امنیت کاباره ­ها بوده است. حرمت نگه داشتن خیلی بیش از چیزی که به نظر می­آید مهم است. شاید شنیده باشید که در کربلا یا در مسیر کربلا وقتی حر مسیر امام را می­بندد، امام در مقامی به او می گوید،(نقل به مضمون) حر مادرت به عزایت بنشیند، و حر هم پاسخی به این مضمون می دهد که اگر مادر شما حضرت زهرا (س) نبود پاسخ شما را می­دادم. شاید همین حرمتی که حر برای حضرت زهرا (س) نگه داشته است، علی­ رغم آن خطای بزرگی که مرتکب شده بود باعث فلاح و رستگاری وی شده باشد. شاهرخ ضرغام هم در این ویژگی با حر مشترک بوده است، علی­ رغم کارهای خلافی که مرتکب می شد، در ماه محرم و صفر بعضی از محرمات را کنار می­ گذاشته است و ماه رمضان را هم روزه می­ گرفته است. به نظر من این حرمت نگه­ داشتن­ ها بی ­تأثیر در سعادت­ مندی این شهید بزرگ نبوده است.

«من یه زمانی آخرای شب با رفقا می ­رفتم میدون شوش. جلوی کامیون ها رو می گرفتیم. اون ها رو تهدید می کردیم.

ازشون باج سبیل و حق حساب می­گرفتیم. بعد می ­رفتیم با اون پول­ ها زهر ماری می­خریدیم و می­خوردیم.

زندگی ما توی لجن بود. اما خدا دست ما رو گرفت. امام خمینی رو فرستاد تا ما رو آدم کنه. البته بعداً هر چی پول در آوردم به جای اون پول ها صدقه دادم.»

خواندن کتاب و کلاً خواندن کتاب های دفاع مقدس توصیه ویژه ­ام است. باشد که ما هم کمی با سبک و منش شهدا آشنا شویم، و شاید روزی توانستیم در آن وادی گام نهیم. به امید آن روز

۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۳ ، ۲۰:۳۰
احمد احمدی