کتاب بازان

ان الحسین مصباح الهدی و السفینه النجاة

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نویسندگان

۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

متن زیر یادداشت دکتر احسان رضایی در شماره 467 هفته نامه همشهری جوان است. نوشته ای است درباره وضع نگران کننده کتاب و کتاب خوانی در کشور.

آمار در ژانر وحشت

جناب آقای مجید غلامی جلیسه که معاونت آموزشی، فرهنگی و پژوهشی موسسه خانه کتاب هستند و این خانه کتاب هم وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد و عالی ترین نهاد مسوول در زمینه کتاب در کشورمان هست، گفت و گوی مفصلی داشته اند با خبرگزاری ایبنا و توی این مصاحبته با آمار و نمودار و تفصیلات درباره وضعیت نشر کتاب در کشورمان صحبت فرموده اند. اصل مصاحبه را که باید بروید و بخوانید و از آمارهایش حیرت کنید، خلاصه اش این است که اتفاقی که از سال 1357 تا 1392 در حوزه نشر افتاده، از این قرار است که قیمت متوسط یک کتاب، 205 درصد رشد کرده است و در عوض متوسط تیراژ نسخه های چاپ اول یک کتاب، نصف شده است. به قول فامیل دور، بنده دیگر حرفی ندارم؛ چرا که اصولا جایی برای حرف زدن باقی نمی ماند. افزایش قیمت کتاب، احتمالا از افزایش قیمت سایر اقلام کمتر هم هست، اما اینکه تیراژ پایین بیاید، آن هم در حالی که جمعیت ما در این دوره تقریبا دو برابر شده است، خودش یک جورهایی زنگ خطر است. خود آقای غلامی جلیسه محاسبه کرده اند که تیراژ فعلی کتاب در ایران با تیراژ کتاب های چاپ سنگی در زمان قاجار برابر است، الا اینکه آن موقع جمعیت تهران یک دهم الان بوده است. جدول زیر که خلاصه مطلب است را از همان مصاحبه می آورم تا شما هم در جریان قرار بگیرید که داریم درباره چی حرف می زنیم و وضع از چه قرار است و سال های 1358 و 1362 بهار کتابخوان ها بوده است و سال 1389 به بعد، جهنمشان.

برای آنها که هنوز نمی دانند معنای این کاهش تیراژ وحشتناک چیست، همین یک نکته را عرض می کنم و خلاص. آدم هایی که کتاب می خوانند، در هر کتاب، حداقل با دیدگاه ها وطرز فکر یک نفر آشنا می شوند. این یک نفر می تواند قهرمان داستان یا حتی اگر آن هم نبود، نویسنده کتاب باشد. گاهی هم هست که در یک کتاب ما طرز فکر و دلایل استدلال چند نفر را می خوانیم. چنین آدمی، به دلیل آشنا شدن با نظرات مختلف (ولو به اندازه یک کتاب) معمولا قدرت درک بالاتری دارد. می فهمد که لزوما همه مثل هم فکر نمی کنند و دلیلی ندارد که هر چه او گفت، دیگران هم بپذیرند. حتی اگر بر خواندن کتاب، همین یک فایده هم مترتب باشد، بس است که از این آمارها شوکه بشویم و هر بار که می رویم توی خیابان، انتظار چهار برابر دعوا و زد و خورد بیشتر را داشته باشیم.

۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۳۰
احمد احمدی

بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: فرمانده من

نویسندگان: رحیم مخدومی، احمد کاوری، داوود امیریان، علی اکبر خاوری نژاد، حسن گلچین، هادی جمشیدیان، عباس پاسیار

ناشر: سوره مهر

چاپ 63 ام، قیمت: 3900 تومان، 104 صفحه


کتاب عنوان جالبی دارد. البته این عنوان وقتی برای من جالب شد، که شروع به مطالعه کتاب کردم. کتاب مجموعه ای است از 7 خاطره، از افرادی که در کنار فرمانده ای بوده اند و از فرمانده شان گفته اند، و نام کتاب شده است: «فرمانده من».

خواندن کتاب زیاد طول نمی کشد ولی ای کاش خواندن آن را بیشتر طول می دادم تا زمان بیشتری را در فضای این فرمانده هان می زیستم، کاش مثلاً روزی یک خاطره می خواندم که یک هفته ای درگیر کتاب می بودم.

در آخر نکته ای که گفتن آن به نظرم لازم می آید این است که این افراد کسانی بودند از جنس ما، و در زمان ما می زیسته اند ولی خود را پرورش داده اند و بزرگ کرده اند و شده اند شهید محمد بروجردی و فرمانده مدنی: فرمانده هان من.

تقریظ رهبر انقلاب بر این کتاب:

من کتاب­ هایی را که می خوانم معمولاً پشتش یادداشتی یا تقریظی می نویسم؛ این کتاب را که خواندم، بی اختیار پشتش بخشی از زیارت نامه را نوشتم: السلام علیکم یا اولیاءالله و احبائه و... (برگرفته از شماره124 نشریه حیاط طیبه، مورخ 24 آبان 1392)

۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۵۵
احمد احمدی


بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: سلام بر ابراهیم

گردآورنده: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

ناشر: پیام آزادی

قیمت: 5600 تومان، 242 صفحه


کتاب را نوروز 92 مطالعه کردم. آن موقع توفیق نداشتم برای کتاب هایی که می خوانم معرفی بنویسم. حالا دوستم ضیاالدین حسنی مدیر وبلاگ رستاخیز زحمت این کار رو کشیده و این کتاب فوق العاده نفیس را معرفی کرده است. سعی می کنم وقت نوشتن در انتخاب کلمات دقت کنم، این که می گویم نفیس واقعا بدون اغراق است. کتاب را از دست ندهید. این هم معرفی وبلاگ رستاخیز بر کتاب «سلام بر ابراهیم»:


بهتر است اینطور شروع کنم کلام را:

مدتها بود کتاب ابراهیم هادی را دست به دست بین بچه ها می دیدم؛ اما هیچ وقت میلی به خواندنش پیدا نکردم؛ بیشتر هم شاید به خاطر طرح جلدش بود که تصویری شبیه ذهنیت منفی من راجع به بعضی مسائل بود؛ با خودم فکر می کردم حتماً از آن کتاب های آبکی خاطرات شهداست که بنیاد شهید معمولاً به نیت گزارش کار چاپ می کند و صرفاً شهید را در حال نماز شب و راز و نیاز و تهجد و این مسائل تصویر کرده و یک سری خاطرات از گریه های شهید و یاحسین و یازهرا گفتن در هنگام شهادت و این قبیل مسائل تکراری جنگ و جبهه را نشان داده؛ و عجیب اینکه بر خلاف عادتم، در مورد این کتاب، حتی در حد تورق 30 ثانیه ای هم کتاب را در دستانم نگرفته بودم!

تا این که بخاطر احساس نیاز به مسائل اخلاقی، با یکی از دوستان مشورت کردم و او به شدت بر خواندن این کتاب تأکید کرد و مدعی شد "این کتاب، گویای اخلاق عملی اجتماعی است."

و این طور بود که ترغیب شدم و البته بهتر بگویم، تحریک شدم به خواندن این کتاب که از قضا انتظار داشتم خیلی بی خاصیت و تکراری باشد برای همچو "من"ی که مدعی کتابخوانی و کتابخواری ام! اما بر خلاف طرح جلد غلط انداز و نامناسب کتاب، محتوای کتاب برایم غیر قابل باور می نمود!

وسعت شخصیت شهید ابراهیم هادی و عرفان اخلاقی-اجتماعی که در رفتار او تبلور همه جانبه ای داشت، آنقدر در این روزگار برایم غریب می نمود که مدام سعی می کردم "همه ی این خاطرات" را منسوب به "شخصی واحد" بدانم اما این تصور سختی بود! این که هر یک از ویژگی ها و فضایلی که درباره ی شخصیت شهید هادی گفته می شود، در یک نفر جمع شده باشد و وجود این شخص، آن چنان همه جانبه و غنی باشد، برای روزگار ما، حقیقتاً غریب و غیرقابل باور است!

به اواخر کتاب که رسیدم، بهترین عنوان را همین عنوان فعلی کتاب دانستم؛ بهتر بگویم؛ ناخودآگاه نام کتاب در ذهنم متجلی شد:

سلام بر ابراهیم...

۱ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۳ ، ۲۱:۰۷
احمد احمدی

بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: حجاب با حجاب

نویسنده: محمدرضا زائری

ناشر: نشر آرما

چاپ دوم، تیرماه 93، قیمت:6000 تومان، 128 صفحه

1.       فکر نمی کردم  نوشتن در باب این کتاب اینقدر سخت باشد، که نیازمند به توجه به حواشی شوم.

2.       چندی است که رسم شده بجای اینکه نویسنده بنشیند و فکر کند و کتاب بنگارد ، ناشر آستین بالا می زند و خود رسما وارد گود می شود و اندوخته نویسنده را از بلاگ نوشته ای یا گزارشهای روزانه ای بر میدارد و به نام خود نویسنده چاپ می کند این اقدام اگرچه روش نسبتا خوبی است اما در جای خود ایراداتی هم دارد. عدم یکپارچگی و نداشتن انتها و ابتدای درست و موضوعات تکرای از جمله ضعف های این فن جدید نشر و چاپ است.

3.       حاج آقا زائری خوب پاشنه آشیل بحث حجاب را پیدا کرده است و می داند جامعه از کجا ضربه می خورد.  پیدا کردن نسبت عدالت و حیا (تو بخوان حجاب) گره کور جامعه ماست که با باز کردن این گره حتی با دهان کار سختی شده است. در این راستا به نظر می رسد باید تکیه بیشتری به حرکت های مردمی داشت، که متاسفانه نویسنده از آن غفلت نموده است و سعی دارد بیشتر با مسئولین گلاویز شود؛ این در حالی است که رهبر انقلاب در غالب موارد تکیه شان بر مردم است، و از آنها استمداد می طلبد.

4.       کتاب را تمام نکرده بودم که شیرازه اش از هم  پاشید،که در جای خود جالب بود و از نشر آرما بعید بود. ان شاالله تکرار نگردد. و آخرین نکته اینکه جناب زائری در زمینه حجاب کتاب دیگری هم با عنوان «حجاب بی حجاب» دارد که همین ناشر قبل از این کتاب آن را منتشر کرده است.

5.       برشی از کتاب:

الان برخی دوستان ما راضی اند که صرفا خانم ها چادر سرشان کنند. اگر صبح از خانه بیرون می آیند دختر یا زن ما چادر سرش باشد و ساق دست هم پوشیده باشد،خیالمان راحت می شود. اما اگر نیم ساعت با نامحرم حرف بزند ،آنقدر عصبی نمیشویم. بیشتر نارحت هستیم که در محل  کار یا منزل راجع به ما چه می گویند این مشکل عمومی همه ما مذهبی هاست.. به "ظاهر" بیشتر راضی اند. در حالی که این ظاهر از یک باطنی حکایت می کند. و باطنی که ما در آن مشکل داریم. مشکل ما چیزهایی عمیق تری از حجاب است. ما در خانم ها، ظاهر را چون بروز دارد می بینیم. من می گویم آیا آقایان بر اساس همان مشکل اساسی و ریشه ای مشکل ندارند؟ مشکل دارند. هم آنقدر که با حجابی خانم ها مشکل دارد، بی حیایی مردها نیز مشکل دارد که ما نمی بینیم.

 

یادداشت میهمان. آقای خدری، مدیر کتاب سرای باران

۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۳ ، ۱۱:۱۴
احمد احمدی