کتاب بازان

ان الحسین مصباح الهدی و السفینه النجاة

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نویسندگان

۱ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: پدر، عشق و پسر

نویسنده: سیدمهدی شجاعی

ناشر: انتشارات نیستان

قیمت چاپ سی و پنجم به سال 1393: 5500 تومان، 88 صفحه

گاهی پیش خودم فکر می کنم که معرفی کتاب نوشتن یک توفیق است. اینکه یک دُر را بدست دیگران برسانی، نعمتی است برای نگارنده. نمی دانم چقدر با سیدمهدی شجاعی آشنا هستید؛ دردانه ای است برای خودش. خداوند حفظش کند. این کتاب، کتاب خاصی است؛ روایتی است از جناب علی اکبر، فرزند امام حسین از زبان یکی از نزدیکان به ایشان در روز عاشورا.

کتاب روایت حکایت کربلا و عاشورا است، از زبان «عقاب»؛ اسب جناب علی اکبر، برای مادر ایشان؛ لیلا. نویسنده بسیار زیرکانه راوی را انتخاب کرده است و از این زبان جزئی ترین حادثه ها را به زیبایی تصویر می کند. نمی دانی سیدمهدی عزیز داستان سقایت و آب رسانی حضرت علی اکبر در شب عاشورا را چطور تصویر می کند؛ بخوان:

«آب به سلامت رسید، بی آنکه کمترین خاری بر پای این قافله بخلد. سرخی سم های ما همه از خون دشمن بود. سد آدم ها شکسته بود و خون زمین را پوشانده بود آنچنان که شتک های آن تا سر و گردن ما خود را بالا می کشید. علی دو مشک را پیش پای امام بر زمین نهاد و در زیر نگاه سرشار از تحسین امام، چیزی گفت که جگر مرا کباب کرد آنچنان که تمام آبهای وجودم بخار شد:

-پدرجان! این آب برای هر که تشنه است. بخصوص این برادر کوچک و ... و اگر چیزی باقی ماند من نیز تشنه

ام.

آرام بگیر لیلا! من خود از تجدید این خاطره آتش گرفته ام.»

توفیق شد برای نوشتن معرفی کتاب، دوباره کتاب را بخوانم، آن هم در شب عاشورا. مداح مراسم عزاداری می گفت شب عاشورا مقتل بخوانید و چه مقتلی زیباست این کتاب. چه  خوب رابطه پدر و فرزندی یا عاشق و معشوقیِ این پدر و پسر را روایت می کند؛ انگار واقعاً داشتم مقتل می خواندم، خودتان می دانید که مقتل اگر مقتل باشد، چه می کند با دل، چه می کند با اشک!

نکته زیبای دیگر این کتاب تصویر دلنشین و زیبایی است که نویسنده از وداع آخر امام با علی اکبر ترسیم می کند و چه زیباتر تحلیل می کند العطش  گفتن علی اکبر در وداع آخر با پدر را.

آخرین مطلب درباره کتاب اینکه در چندجای کتاب نویسنده از حضرت زینب کبری (س) یاد می کند و چه یاد کردنی. نمی دانم سیدمهدی شجاعی در کتاب آفتاب در حجاب (که درباره حضرت زینب (س) نگاشته است) چگونه به وجوه شخصیت بزرگ حضرت زینب (س) پرداخته است وقتی در این کتاب که محوریت آن ایشان نیست این گونه می نویسد درباره این بزرگوار:

«این است که گفتم چه باک اگر تو در کربلا نبودی! چرا که زینب مادری را در حق فرزندت تمام کرد. و این است که می گویم هرگاه به یاد زینب می افتم، احساس می کنم که با عرش خداوند طرف شده ام. این زینب همان زینبی است که به هنگام شهادت فرزندان خود، پا از خیمه بیرون نگذاشت تا مبادا هدیه اش به پیشگاه برادر رنگ منت پذیرد.»

و در آخر بشنوید این نوای بسیار زیبای بوشهری را، در تصویر وداع امام حسین با علی اکبر:

 

 

 

 

۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۳ ، ۰۴:۳۲
احمد احمدی