کتاب بازان

ان الحسین مصباح الهدی و السفینه النجاة

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نویسندگان

۵ مطلب با موضوع «داستان» ثبت شده است


بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: سری که درد... می کند

نویسنده: سیدمهدی شجاعی

ناشر: انتشارات نیستان، 174 صفحه


سیدمهدی شجاعی اسم آشنایی است برای اهالی کتاب؛ کتاب «سری که درد... می کند» مجموعه ای است از هشت داستان کوتاه به قلم ایشان در 174 صفحه؛ کتابی کم حجم با داستان هایی نسبتا کوتاه.

به قول نویسنده داستان ها الزاما با هم ربطی ندارند ولی من نخ تسبیحی زیبا می بینم که به زیبایی همه داستان ها (البته به جز یکی) را به هم متصل می کند. آن نخ حلقه اتصال هم معنویت، مرام و غیرت است. سه تا از داستان ها با زبانی شیرین و گاهی طنز گونه و همراه با اغراق مدیریت های کلان کشور، دزدی و اختلاس های موجود را به سخره و طعنه می گیرند. خصوصا داستان «دست کج، زبان راست» که حکایت یک مختلس صدیق و راستگو است!. سه داستان هم حکایت عنایت ائمه معصومین علیهم السلام به انسان های با مرام و اهل دلی است که البته گاهی بعضی هایشان دمی هم به خمره می زده اند!


کتاب مجموعه ای است مختصر، گاهی طنز و گاهی هم طناز، به همراه معنایی معنوی که به نوعی روح حاکم بر کتاب است. خواندن این مجموعه کم حجم و خواندنی، پیشنهادی است شیرین و خوشمزه از طرف نگارنده. همین طور به راحتی می توانید آن را در قفسه ای که خاص افراد کم خوانی است که دوست دارید کتاب بخوانند قرار دهید.


۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۱۳
احمد احمدی

بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: ماه به روایت آه

نویسنده: ابوالفضل زرویی نصرآباد

ناشر: انتشارات نیستان، قیمت چاپ چهارم به سال 1393: 11500 تومان. 192 صفحه رقعی


استاد ابوالفضل زرویی نصرآباد را با گل آقا و طنز نوشته هایش می شناسیم؛ البته معمولاً. کتاب حاضر یک روایت تاریخی است، با بیانی داستانی و البته مستند از ابوالفضل زرویی نصرآباد.

شخصیت اصلی این کتاب داستانیِ مستند، همان طور که از اسم آن هم مشخص است حضرت ابوالفضل است. کتاب با اشاره ای به ازدواج امام علی (ع) با بانو ام البنین آغاز می شود. نویسنده از زبان 12 شخصیت مختلف با نگاهی غیر مستقیم درباره حضرت عباس سخن می گوید. در میان این شخصیت ها از شبث ابن رِبعی تا سر جون رومی (مشاور معاویه) دیده می شوند تا بانو ام کلثوم و حضرت زینب (س). نویسنده قالب زیبایی را انتخاب کرده است و در این قالب هر یک از شخصیت ها، چه دوست و چه دشمن از فضایل حضرت ابوالفضل گفته اند. این موضوع حاکی از شناخت صحیح نویسنده، هم از حضرت باب الحوائج و هم از راویان است.

 کتاب «ماه به روایت آه» اخیراً به عنوان اثر برگزیده رشته ادبیات داستانی در نخستین دوره کتاب سال عاشورا انتخاب شده و جایزه دعبل را دریافت کرده است. زرویی نصرآباد طی یادداشتی این جایزه را به سیدمهدی شجاعی تقدیم کرده است.

در کتاب اطلاعات خوبی از حادثه عاشورا و همین طور اطلاعات تاریخی جالبی از صدر اسلام و حتی قبل از اسلام دیده می شود. مثلاً یکی از این نکات مشاوره های پلیدانه مشاور رومی معاویه و یزید است که این راهنمایی ها نقش مهمی در وقوع حادثه کربلا داشته اند. یا مثلاً نویسنده اشارۀ مختصری می کند به ریشۀ کینه ای که بنی امیه از بنی هاشم دارند.

این کتاب مختصر و خواندنی گویا شباهت هایی هم به کتاب «سقای آب و ادب» سید مهدی شجاعی دارد که البته جایی از نویسنده می خواندم که قبل از نوشتن «ماه به روایت آه» کتاب «سقای آب و ادب» را نخوانده بوده است.

اگر می خواهید شناخت مختصر و به شدت مفید و البته مستندی از حضرت ابوالفضل داشته باشید (هم شناختی درباره خانواده و فرزندان و هم منش و شخصیت آن حضرت) خواندن این کتاب کوتاه و خواندنی را به شما توصیه می کنم.




بعد از تحریر: متن شعر زیبای استاد ابوالفضل زرویی نصرآباد درباره حضرت باب الحوائج:

شراره می‌کشدم آتش از قلم در دست
بگو چگونه توان برد سوی دفتر دست؟


قلم که عود نبود آخر این چه خاصیتی است
که با نوشتن نامت شود معطر دست؟


حدیث حسن تو را نور می برد بر دوش
شکوه نام تو را حور می‌برد بر دست


چنین به آب زدن، امتحان غیرت بود
و گرنه بود شما را به آب کوثر دست


چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند:
به ذوالفقار مگر برده است حیدر دست؟


برای آن‌که بیفتد به کار یار، گره
طناب شد فلک و دشت شد سراسر دست


چو فتنه موج زد از هر کران و راهش بست
شد اسب، کشتی و آن دشت، بَحر و لنگر دست


بریده باد دو دستی که با امید امان
به روز واقعه بردارد از برادر دست


فرشته گفت: بینداز دست و دوست بگیر
چنین معامله‌ای داده است کم‌تر دست


صنوبری ِ تو و سروی، به دست حاجت نیست
نزیبد آخر بر قامت صنوبر دست


چو شیر، طعمه به دندان گرفت و دست افتاد
به حمل طعمه نیاید به کار، دیگر دست


گرفت تا که به دندان، ابوالفضایل مشک
به اتفاق به دندان گرفت لشکر دست


هوای ماندن و بردن به خیمه، آبِ زلال
اگر نداشت، چه اندیشه داشت در سر، دست؟


مگر نیامدنِ دست از خجالت بود
که تر نشد لب اطفال خیل و شد تر، دست


به خون چو جعفر طیار بال و پر می‌زد
شنیده بود: شود بال، روز محشر، دست


حکایت تو به ام‌البنین که خواهد گفت
وزین حدیث، چه حالی دهد به مادر دست؟


به همدلی، همه کس دست می‌دهد اول
فدای همت مردی که داد آخر دست


در آن سموم خزان آن‌قدر عجیب نبود
که از وجود گلی چون تو گشت پرپر دست


به پای‌بوس تو آیم به سر، به گوشه‌ی چشم
جواز طوف و زیارت دهد مرا گر دست


نه احتمال صبوری دهد پیاپی پای
نه افتخار زیارت دهد مکرر دست

***

به حکم شاه دل ای خواجه، خشت جان بگذار
ز پیک یار چه سرباز می‌زنی هر دست؟


به دوست هر چه دهد، اهل دل نگیرد باز
حریف عشق چنین می‌دهد به دلبر دست

و این هم لینک یادداشت ابوالفضل زرویی نصرآباد که جایزه مذکور را به سید مهدی شجاعی تقدیم کرده است و پاسخ سید مهدی شجاعی.


دوستانی که در بوشهر زندگی می کنند می توانند برای تهیه کتاب، به آدرس زیر مراجعه کنند

بوشهر،جنب حوزه علمیه امام خمینی روبه روی دارو خانه 22 بهمن کتابسرای باران



۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۴ ، ۱۲:۱۰
احمد احمدی

بسم الله الرحمن الرحیم

داستان راستان

شهید مرتضی مطهری

انتشارات صدرا

هفته­ نامه همشهری جوان را سال­ ها است که به صورت «گاه هست و گاه نیست» تهیه می­کنم. یادم است اولین شماره­ ای که گرفتم، ویژه نامه نوروز 85 بود. این نشریه چند سالی است که صفحه­ ای با عنوان «جوان ایرانی » را منتشر می­ کند. فی­ الواقع 2 صفحه، و در چند شماره اخیر هم سبک و سیاق این صفحه را تغییر داده است و 4 صفحه شده است. در شماره 415 مهمان این صفحه، استادم، جناب آقای دکتر رزمی­ نیا بود. دو صفحة پر باری است و خواندنش به نوعی پیشنهاد ویژه­ ام است. استاد همیشه دانشجوها و کسانی را که به نوعی از ایشان تأثیر می­ پذیرند را به مطالعه آثار شهید مطهری توصیه می­ کنند. یکی از مطالب مربوط به استاد در صفحه جوان ایرانی هم اشاره به این موضوع دارد با این تیتر:

آثار مطهری چارچوب اعتقادی را محکم می کند

من جسته و گریخته آثاری از شهید مطهری را مطالعه کرده­ ام. اولین کتابی را هم که از استاد مطهری خواندم کتاب «داستان راستان» است. در سال های آغازین نوجوانی که تازه وراد وادی شورانگیز کتاب شده بودم، در نمایشگاه کتابی، داستان راستان را خریدم و همان ایام هم کتاب را مطالعه کردم. ولی این بار بنا به توصیه استاد و احساس نیاز شدید خودم، تصمیم گرفتم به طور منسجم به مطالعه آثار شهید مطهری بپردازم. از میان چند سیر مطالعاتی­ ای که پیدا کردم یکی را انتخاب و شروع کرده ام به مطالعه. کتاب اول تمامی سیرهای مطالعاتی­ ای که دایده­ ام همین کتاب داستان راستان است. پس از حدود ده سال دوباره به سراع داستان راستان رفتم. به جرأت می توانم بگویم که داستان راستان مؤید وزینی است برای تأئید بزرگی نویسنده. نویسنده­ ای که با شهادت دنیا را به پایان برد، شهادتی که به قول حضرت امام خمینیره هنر مردان خداست. در کتاب «داستانی که تمام نمی شود» که انتشارات سوره مهر درباره شهید مطهری چاپ کرده است درباره تولد شهید مطهری این گونه آمده است:

«سکینه خانم خواب می‌دید؛ یک خواب شیرین و سرتاسر عطرآگین. او می‌دید که زنان ده در مسجد جمع شده‌اند تا بانو برسد. لحظاتی بعد، بانو از راه رسید. بلند قامت بود و یک لباس عربی به تن داشت. همراهش دخترکانی بودند که گلابدان در دست داشتند. بانو به هر زنی که می‌رسید، به دخترها اشاره می‌کرد که به رویش گلاب بپاشند. سکینه خانم، بی‌قرار رسیدن بانو بود. لحظه‌ای بعد بانو و دخترها به نزدیک او رسیدند.

بانو به دخترها گفت: «به ایشان سه مرتبه گلاب بپاشند«.

بوی گلاب تمام وجودش را پر کرد؛ اما نگران شد، پیش دوید رو به بانو کرد و پرسید: «بانوی من! چرا فرمودید روی من سه بار گلاب بپاشند؟!»

بانو، نگاهی پر از مهربانی به او انداخت و گفت: «به خاطر آن طفلی که باردارش هستی، او خدمات زیادی به اسلام خواهد کرد.» (برگرفته از سایت سازمان تبلیغات اسلامی)

شهید مطهری در مقدمه کتاب این گونه می آورد:

«این داستان ها هم برای «خواص» قابل استفاده است و هم برای «عوام»، ولی منظور از این نگارش تنها استفادة عوام است، زیرا تنها این طبقاتند که میلی به عدالت و انصاف و خضوعی در برابر حق و حقیقت در آنها موجود است و اگر  با سخن حقی مواجه شوند حاضرند خود را با آن تطبیق دهند.

صلح و فساد طبقات اجتماع در یکدیگر تأثیر دارد. ممکن نیست که دیواری بین طبقات کشیده شود وطبقه ای از سرایت فساد یا صلاح طبقة دیگر مصون یا بی­ بهره بماند، ولی معمولا فساد از «خواص» شروع می­ شود و به «عوام» سرایت می­ کند و صلاح برعکس از «عوام» وتنبه و بیداری آنها آغاز می­ شود و اجبارا «خواص» را به صلاح می­ آورد، یعنی عادتا فساد از بالا به پایین می­ ریزد وصلاح از پایین به بالا سرایت می­کند.»

و در ادامه:

«از دکر این نکته نیز نمی­ توانم صرف نظر کنم که در مدتی که مشغول نگارش یا چاپ این داستانها بودم، بعضی از دوستان ضمن تحسین و اعتراف به سودمندی این کتاب، از اینکه من کارهای به عقیدة آنها مهمتر و لازمتر خود را موقتا کنار گذاشته و به این کار پرداخته­ ام، اظهار تأسف می کردند و ملامتم می نمودند که چرا چندین تألیف علمی مهم را در رشته­ های مختلف به یک سو گذاشته­ ام و به چنین کار ساده­ ای پرداخته­ ام. حتی بعضی پیشنهاد کردند حالا که زحمت این کار را کشیده­ ای پس لااقل به نام خودت منتشر نکن! من گفتم چرا؟ مگر چه عیبی دارد؟ گفتند اثری که به نام تو منتشر می­ شود لااقل باید در ردیف همان اصول فلسفه باشد، این کار برای تو کوچک است. گفتم مقیاس کوچکی و بزرگی چیست؟»

داستان­ های مبتنی بر واقعیتی که با زبانی روان و امروزی به شرح اتفاقات مبتلا به مردم صدر اسلام و ائمه اطهار (علیهم السلام) می پردازد (البته داستان های اندکی هم غیر از این موضوعات در کتاب آمده است)، و به بیانی ساده می تواند راه­گشا و الگویی مناسب برای روزگار فعلی باشد. حقیقتاً نمی دانم که معجزه این کتاب و هنر شهید مطهری در چیست که این کتاب این قدر مفید و تأثیر گذار است. سهل ممتنع عنوانی برازنده برای این کتاب ارزشمند است.

در ادامه بخش دیگری از مقدمه این کتاب را می آورم تا بیشتر به بزرگی روح شهید بزرگورا واقف شویم. نکته ای که ای کاش همه سینماگران ما به آن واقف بودند و در آثارشان به کار می بردند و به قول سید جواد رسولی (سردبیر همشهری جوان) «سینما همان پیام نیست».

«کتاب و نوشته باید هم زحمت فکر کردن را از دوش خواننده بردارد و هم او را وادار به تفکر کند و قوة فکری او را برانگیزد. آن فکری که باید از دوش خواننده برداشته شود، فکر در معنی جمله­ ها و عبارات است. از این نظر تاحدی که وقت و فرصت اجازه می­ داده کوشش شده که عبارات روان و مفهوم باشد. و اما آن فکری که باید به عهدة خواننده گذاشته شود فکر در نتیجه است. هر چیزی که تا خود خواننده دربارة آن فکر نکند و از فکر خود چیزی بر آن نیفزاید، با روحش آمیخته نمی گردد و در دلش نفوذ نمی کند و در عملش اثر نمی­ بخشد. البته آن فکری که خواننده از خودش می تواند بر مطلب بیفزاید، همانا نتیجه ای است که به طور طبیعی از مقدمات می توان گرفت.»

۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۲ ، ۱۶:۲۳
احمد احمدی

خاطرات شازده حمام جلد سوم

دکتر محمدحسین پاپلی

انتشارات پاپلی


خاطرات پاپلی دیگر جای خود را بین جماعت کتابخوان باز کرده اند.پاپلی قلمی بحق سحرآمیز دارد و کافیست یکی از کتابهایش را بخوانید تا مشتری همیشگی نوشته های این یزدی شیطان جغرافیدان شوید.این کتاب اکثرش به عشایر کرد شمال خراسان میگذرد. و خلاصه حلوای تنترانیست که تا نخوری ندانی.


سیاحت شرق

آقانجفی قوچانی

انتشارات امیر کبیر


کتاب را برای بار دوم خواندم.خاطرات این سید قوچانی که حدود سی سال را در نجف به طلبگی تا رسیدن به مقام اجتهاد میگذراند.و در این راه چه مصایبی را که از سر نمیگذراند.کتاب از ان جهت که یک جهان بینی مومنانه به زندگی انسان بدهد فوق العاده عالیست.و طنز کتاب در جاهایی از خنده روده برتان میکند.که البته باید دانه معنی را ازان گرفت.بخشی از کتاب هم در باره حوادث مشروطیت ایران در نجف و واکنش های استاد نجفی قوچانی،اخوند خراسانی میگذرد که در نوع خود خیلی خواندنی است.حیف است که انسان این کتاب را در جوانی نخواند.


سایه ملخ

محمدرضا بایرامی

انتشارات سوره مهر


محمدرضا بایرامی متخصص نوشتن قصه های روستاست.در این کتاب که برای گروه سنی نوجوان نوشته شده است.بایرامی شرح یکی از روستاهای نزدیک مرز عراق را نوشته است.نقطه قوت بایرامی توصیفات جاندارش است. و با این توصیفات ما را برد به سالهای نوجوانی مان که با کتاب های سرشار،میرکیانی و خود بایرامی و دیگران داستان ها داشتیم.


رابینسون کروزو

دانیل دفو

ترجمه مرجان رضایی

انتشارات مرکز


این را بعد از دن کیشوت پدر رمان دانسته اند. و همگان میدانند رابینسون فردی است که اندرزهای پدر را به کناری می ‌زند. به سودای پول می افتد و  از طوفان کشتی به جزیره ای چنگ می زند. و سالها زندگانی قشنگی را با استفاده از طبیعت و باقیمانده کشتی شکسته شده تشکیل می دهد.کتاب رفرنس کلی از داستانهای جدید است. و فیلم تحسین شده زندگی پای هم به نوعی ادای دینی به این داستان می توان باشد.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۲ ، ۱۳:۴۲
مصطفی تورنگ

کتاب،داستانی است که بر اساس اخرین فیلم چارلی چاپلین نوشته شده است. داستان لطیف و ظریفی است و میشود سیصد صفحه اش را یک نفس قورت داد!. داستان دلقک  روزگار گذشته ای است که دختر بالرینی را از مرگ نجات میدهد و بالرین نیز دلقک پیر را از مرگ معنوی رهایی میبخشد. لایم لایت به نوعی داستان همه بازیگران سینما و تیاتر و از جمله چارلی چاپلین  است که پس از طی دوره ای محبوبیت، روزگار درازی را در دلشکستگی و سرخوردگی وچه بسا فقر و فلاکت میگذرانند. کتاب اگر چه در دهه سی شمسی ترجمه شده ولی برگردان مرحوم رضا سید حسینی هنوز هم کاملا تازه و امروزی است.علاوه بر همه اینها و اطلاع یافتن از اخر زندگی هنرمندان باید قیمت خوب کتاب را هم اضافه کنیم تا دلیلی برای نخریدن و نخواندن این کتاب نداشته باشیم.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۱:۵۷
مصطفی تورنگ