کتاب بازان

ان الحسین مصباح الهدی و السفینه النجاة

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نویسندگان

۷ مطلب با موضوع «معرفی های دیگران» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

یادداشت کوتاه زیر معرفی کتابی مجمل، ولی پربار به قلم دکتر احسان رضایی، از مطبوعاتی ها و فعالان عرصه کتاب، که در هفته نامه همشهری جوان، مورخ 15 اسفند 94 چاپ شده است. احسان رضایی نازنین، در یک یادداشت بسیار کوتاه حدود 15 کتاب خوب که در سال 1394 چاپ شده اند را با بیانی شیوا و در نهایت اختصار معرفی کرده است.

                                                                      

   

از اتاق فرمان اشاره می کنند که این، آخرین شماره ی عادی سال است و شماره ی بعدی ویژه نامه ی عید می شود و این حرف ها. گفتم در این آخرین فرصت سال، یک اختلاطی هم درباره ی کتاب های خوبی که امسال خواندیم بکنیم. لیستی که امسال هزار ماشاالله پر و پیمان بود والبته هیجان انگیز. همه جور چیزی هم تویش پیدا می شد و جنس، حسابی جور بود. از کتاب خوب و خواندنی و عزیز «قاف» یاسین حجازی که وقتی از دست دوستی به دستم رسید، همانجا شروع کردم به خواندنش و یکهو به خودم آمدم و دیدم ساعتی است سرپا، دارم کتاب را می خوانم، تا «هنر شفاف اندیشیدن» ترجمه ی عادل فردوسی پور که می تواند نگاه شما را به مقوله ی کتاب های روان شناسی و موفقیت عوض کند.

در زمینه ی کتاب های تاریخی، یکی کتاب «شناخت کورش، جهانگشای ایرانی» نوشته ی رضا ضرغامی و ترجمه ی عباس مخبر بود که در نیمه ی دوم سال رسید و روشمندی کتاب، خواننده را به هیجان می آورد (تازه جواب سؤال آن جلد تاریخی مجله را هم به خوبی می داد: آیا کورش بزرگ بود؟). یک کتاب هم درباره ی تاریخ معاصر بود که اطلاعات زیاد و به خصوص تصاویر نابش، طرفداران زیادی برایش آورد: «زندگی و زمانه سیدعلی خامنه ای» نوشته ی جعفر شیرعلی نیا.

«بیست و سه نفر» احمد یوسف زاده و برادران اسیرش هم که دیگر نیازی به معرفی ندارد و جزء پرفروش های سال. در زمینه ی کتاب های کلاسیک، ترجمه ی جناب کاوه میرعباسی را از «کمدی الهی» را حتما توصیه می کنم که بخوانید و با یک کلاس درس ترجمه آشنا شوید. در حوزه ی داستان کوتاه، پرویز دوایی نازنین ترجمه ی جدیدی از هرابال، نویسنده ی «تنهایی پر هیاهو» را به دست ما رساند، با عنوان «نی سحر آمیز» و در زمینه ی رمان ها، جلد پنجم «نغمه آتش و یخ» جورج آر. آر. مارتین هم بود که دو ترجمه داشت و ایضا رمان بسیار فوق العاده ی «تبصره 22» جوزف هلر را که با ترجمه ی احسان نوروزی آمد و ظاهرا قرار است یک ترجمه دیگرش هم بیاید. این داستان ترجمه های مکرر هم ماجرایی شده است. مثلا «برو دیدبانی بگمار» نوشته ی هارپرلی، سه تا ترجمه داشت که من ترجمه ی خانم ویدا اسلامیه اش را خواندم. آخرین رمان یوسا (قهرمان عصر ما) و اولین رمان چارلز دیکنز (یادداشت های پیک ویک) هم امسال ترجمه شدند. یک داستان کوتاهی هم بود با عنوان «روزی روزگاری در شمال» که با «آکسفورد لایرا» در یک جلد کوچک جمع شده اند و مقدمه و موخره ای بودند بر رمان «نیروی اهریمنی اش» که به من یکی خیلی چسبید. کنار همه ی اینها، در زمینه ی ادبیات فارسی، «جنگ رباعی» جناب سیدعلی می رافضلی که گزیده ای از 35 شاعر زبان فارسی بود، حسابی چسبید. از بین کارهای شاعران معاصر هم، مجموعه ی «175 اقیانوس» که گزیده ی شعرهای سروده شده برای غوصان شهیدمان بود، کتاب برگزیده امسال این بنده است.

یک مجموعه 20 جلدی هم به همت بنیاد دایرة المعارف بزرگ اسلامی منتشر شد که هنوز درگیرش هستم، یعنی «تاریخ جامع ایران» که اگر اهل مطالعات تاریخی باشید، از خواندنش گریز و گزیری نخواهید داشت. و خب دیگر چی بگویم؟ سال 1394 سال پر کتابی بود. سال پر کلمه ای بود. سالی بود که به کتابخوان ها خوش گذشت. خدا کند به شما هم خوش گذشته باشد. خدا کند سال بعد هم همین طور باشد. همین طور هی کتاب های خوب بیاید و بخوانیم و هی خوش بگذرد. دعا از این بهتر سراغ دارید؟

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۰۷
احمد احمدی

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت روز کتاب و کتاب خوانی

خبرگزاری تسنیم در خبری به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی 21 کتاب تأثیر گذار تاریخ را معرفی کرده است. در ادامه این خبر به نقل از خبرگزاری تسنیم آمده است:

مرکز اسناد انقلاب اسلامی، به بهانه هفته کتابخوانی به برخی از کتب تاثیر گذار در تاریخ جهان نگاهی داشته است. کتاب هایی که هر یک سرآغاز تحولی شگرف شده اند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، بشر هیچ گاه از آموختن بی نیاز نبوده و همواره در راستای برطرف نمودن نیازهایش آموخته و خواندن اولین گام او برای آموختن بوده است. نقطه آغاز رسالت پیامبر(ص) و دعوت اسلام، بر مبنای خواندن و مطالعه شکل گرفت. تمدن‌های دیگر از کتاب، بهره بسیار برده‌اند و فرهنگ خود را با آن تقویت کرده و رشد داده‌اند. اسلام نیز پس از کتابت وحی توسط صحابی مورد اعتماد پیامبر(ص) و ترویج آن گسترش یافت. بنابراین دین پیامبر آخرین نیز بر پایه خواندن و آموختن منتقل شده و امروز مسلمانان فراوانی در دنیا به این شریعت گرایش پیدا کرده‌اند.

کتاب و کتابخوانی فرصتی برای آموختن و گستراندن تفکرات مختلف است. بشر در طول تاریخ تاثیرات فراوانی از این موهبت تحصیل کرده است. تاریخ جهان پر است از اتفاقات محیرالعقول و پستی و بلندی‌هایی که از کتب و نوشتن‌ها و خواندن‌ها آغاز شده‌اند. انقلاب ها با بیانیه ها و اطلاعیه های شورانگیز رهبران آغاز شده اند. دیدنی ترین آثار و نمایشنامه ها، جذابترین آثار سینمایی از روی نوشته ها به تصویر کشیده می شوند. جریان ها و مکاتب فکری و فلسفی به وسیله کتاب پایه گذاری می شوند. مدل های اداره حکومت توسط همین مبانی کتابت شده مورد استفاده قرار می گیرند و هر آینه کتاب و کتاب خوانی و کتابت اهمیت و ارزشی والاتر می یابد.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی، به بهانه هفته کتابخوانی به برخی از کتب تاثیر گذار در تاریخ جهان نگاهی داشته است. کتاب هایی که هر یک سرآغاز تحولی شگرف شده اند. اگرچه قیاس برخی با برخی دیگر درست به نظر نمی رسد و قطعا ارزش برخی کتب بسیار بیشتر و بیشتر از کتاب های دیگر است، اما با مطالعه در تاریخ کتابهای تاثیرگذار درمی یابیم که حقیقتا کتاب و خواندن سرآغاز تحول بوده است.

1- قرآن کریم

قرآن کریم بی شک تاثیرگذار ترین کتاب برای رقم زدن سرنوشت بشریت است. تاکنون میلیونها انسان آن را خوانده و با مفاهیمش آشنایی پیدا کرده اند. این کتاب، کلام الهی و معجزه ای از جنس دانایی است. حال آنکه هیچ گاه قدر و مرتبه آن شناخته نشده است. قرآن، کتاب هدایت و تعلیم و تربیت انسان ها به سوی کمال و نزدیک شدن به خداوند متعال است. خداوند در این کتاب شریف، قرآن را مایه درمان، شفا و رحمت می‌داند و می‌فرماید: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمومنین؛ و ما آن چه را برای مومنان مایه درمان و رحمت است، از قرآن نازل می کنیم... »

حضرت علی (علیه السّلام) می فرماید: «از این کتاب بزرگ الهی و آسمانی برای بیماری های خود شفا بخواهید و برای حل مشکلاتتان از آن یاری بطلبید، چون در این کتاب درمان بزرگترین دردها است... .» این کتاب دریای بی کران معارف بلند الهی است و هر کس به اندازه‌ای که در این بحر بی پایان، شنا و غواصی کند، می تواند به همان اندازه از هدایت و معارف قرآن کریم بهره مند باشد. برخی افراد ممکن است از سطح آگاهی و همت کمتری برخوردار باشند که به طور طبیعی از قرآن کریم به همان اندازه همت و توانایی خویش بهره می برند، بعضی نیز از همت و آگاهی بالایی برخوردارند. هر انسانی در هر سطح و مقامی که باشد می تواند با تلاوت، انس با قرآن، تفکر، تدبر و عمل به دستورهای آن از هدایت و راهنمایی نسبی قرآن بهره مند شود.

ارنست رنان، فیلسوف شهیر فرانسوى درباره قرآن مى‏گوید:« در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سیاسى، اجتماعى، ادبى و وجود دارد که هر کدام را بیش از یک بار نخوانده‏ام؛ اما یک جلد کتاب هست که همیشه مونس من است و هر وقت خسته مى‏شوم و مى‏خواهم درهایى از معانى و کمال به رویم باز شود، آن را مطالعه مى‏کنم. این کتاب، قرآن کتاب آسمانى مسلمانان است.»

2- نهج البلاغه

کتاب شریف نهج‌البلاغه گزیده‌ای از خطبه‌ها، نامه‌ها و سخنان کوتاه امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع)  است که سید رضی در قرن چهارم هجری قمری از نامه‌ها و خطبه های ایشان فراهم آورده است. از جمله شاخصه های این کتاب، ترجمه های متعدد آن است. ترجمه‌های متعددی از این کتاب به فارسی در دسترس است که از آن میان می‌توان به ترجمه‌های سید جعفر شهیدی، علی نقی فیض‌الاسلام، جواد فاضل، محمد تقی جعفری، سید محمدمهدی جعفری، حسینعلی منتظری، حسین انصاریان و محمد دشتی از نهج‌البلاغه اشاره کرد. علامه امینی در جلد چهارم کتاب الغدیر 81 شرح نهج‌البلاغه را معرفی کرده‌است. معروفترین شروح نهج‌البلاغه شرح ابن ابی‌الحدید معتزلی بغدادی، شرح ابن میثم بحرانی، شرح خوئی و از معاصران، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه اثر شیخ محمدتقی جعفری و شرح نهج‌البلاغه تالیف شیخ محمد تقی شوشتری، را می‌توان نام برد.

بسیاری از ادیبان طراز اول عرب از جمله عبدالحمید کاتب (قرن دوم)، جاحظ (قرن سوم)، قدامة بن جعفر (قرن چهارم)، ابن ابی الحدید (قرن ششم) و خلیل بن احمد فراهیدی (قرن هشتم) فصاحت نهج‌البلاغه را ستوده‌اند. از جمله جاحظ در کتاب خود البیان والتبیین که به گفتهٔ ابن خلدون یکی از ارکان چهارگانه ادب محسوب می‌شود با نقل یکی از سخنان علی (ع) می‌گوید «اگر فقط همین عبارت به دست ما رسیده بود کفایت می‌کرد و برای دلالت داشتن بر فصاحت و بلاغت در عالی‌ترین مرتبه جای می‌گرفت و با وجود آن برای پی بردن به ارزش بلاغی سخنان علی به دیگر سخنانش نیاز نداشتیم». علی الجندی رئیس دانشکده علوم در دانشگاه قاهره در مقدمه کتاب «علی بن ابی طالب، شعره و حکمه» درباره نثر نهج‌البلاغه می‌گوید: نوعی خاص از آهنگ موسیقی که بر اعماق احساسات پنجه می‌افکند در این سخنان هست، از نظر سجع، چنان منظوم است که می‌توان آنرا «شعر منثور» نامید. جرج جرداق مسیحی در مورد نهج البلاغه چندیدن کتاب نوشته و گفته: «بعد از امام علی (ع) کسی را سزاوار نویسندگی ندیدم به همین دلیل جز ایشان در مورد کسی ننوشتم.»

شیخ محمد عبده از مفتیان پیشین مصر از جمله کسانی بود که به شرح و تبلیغ نهج البلاغه در میان جوانان مصری پرداخت. وی در مقدمه شرح خود گفته است: «در همۀ مردم عرب زبان یک نفر نیست مگر آنکه معتقد است سخن علی بعد از قرآن و کلام نبوی شریف‌ترین و بلیغ‌ترین و پرمعنی‌ترین و جامع‌ترین سخنان است.»

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۴ ، ۲۰:۴۴
احمد احمدی

معرفی از وبلاگ تا اینجا خواندم

سعودی ها لیاقت برگزاری مراسم حج را ندارند....



۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۷:۱۲
احمد احمدی

کتاب نفیس «سلام بر ابراهیم» را قبلا در وبلاگ معرفی کرده ایم؛ اخیراً حجت الاسلام و المسلمین پناهیان حرف های مهمی درباره این کتاب زده اند، که سخنان ایشان را به نقل از مشرق نیوز باز نشر می کنیم. پیشنهاد می کنیم متن سخنان را کامل بخوانید؛ با دید بهتری سراغ این کتاب ارزشمند خواهید رفت.




به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق؛ یادواره 300 شهید نوجوان گردان‌های کمیل و حنظله و شهید ابراهیم هادی، در محل لانه جاسوسی سابق آمریکا برگزار شد.

 

حجت الاسلام پناهیان سخنران این مراسم بود. وی گفت: شهید ابراهیم هادی در بین 250 هزار شهیدی که در طول دفاع مقدس تقدیم کرده‌ایم، یک شهید برجسته است. از نویسندۀ محترم کتاب خاطرات شهید ابراهیم هادی با عنوان «سلام بر ابراهیم» تشکر می‌کنم که همۀ ما را به زیارت این شهید بزرگوار برده‌اند.

وی افزود:  به مردم و جوان‌هایی که این کتاب را نخوانده‌اند هم توصیه می‌کنم که حتماً به مطالعۀ این کتاب بپردازند و مطمئن باشند که نگاه و رفتارشان قبل از خواندن این کتاب، با بعد از مطالعۀ آن متفاوت خواهد شد. و حتی می‌توانند تاریخ زندگی خود را دو قسمت کنند: یکی قبل از خواندن این کتاب و یکی بعد از خواندن این کتاب. بنده مبالغه نمی‌کنم و مطمئن هستم هر کسی این کتاب را بخواند و با این شخصیت آشنا شود، عرض بنده را تأیید خواهد کرد. حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) می‌فرمود: مطالعۀ زندگی خوبان به منزلۀ کلاس اخلاق است. و شما با مطالعۀ این کتاب، اثر معنوی آن را در وجود خودتان لمس خواهید کرد.

پناهیان ادامه داد: مقام شهدای ما نزد خداوند محفوظ است و ما از آن مقامات خبر نداریم. شاید شهدای زیادی در دفاع مقدس بوده‌اند که مقامشان بالاتر از شهید ابراهیم هادی باشد و ما آنها را نمی‌شناسیم. ولی خدا خواسته است ما شخصیتی مثل ابراهیم هادی را بشناسیم. خدا خواسته است که او در یک محله‌ای در وسط تهران زندگی کند و یکی از جوان‌های شهر ما باشد که با دیگران متفاوت است و این تفاوت به سادگی ملموس است. شهید هادی نه عالم دینی بود، نه جزء فرماندهان یا سرداران دفاع مقدس(به معنای خاص کلمه) محسوب می‌شد، بلکه او یکی از میان مردم بود. پدر بزرگوار ایشان هم یک کاسب معمولی بود و کسب و کار بقالی داشته است. شاید یکی از ویژگی‌هایی که او را ممتاز می‌کرد، این بود که ایشان یک ورزشکار-به تمام معنای کلمه- بود. سلوکی که ابراهیم هادی در گود زورخانه داشته در این کتاب معلوم است.

 

وی افزود: حماسۀ کانال کمیل در میان لحظات سراسر پرنور دفاع مقدس، واقعاً برجسته است، اما در عیل حال، کانال کمیل به شهید ابراهیم هادی افتخار می‌کند و این شهید برای گردان کمیل و کانال کمیل یک افتخار جاودانه است. اگر مردم تهران بخواهند یک نمونه از خوب‌های خودشان را مثال بزنند، خوب است که شهید ابراهیم هادی را مثال بزنند و بگویند: «بچه‌ تهرونی؛ مثل شهید هادی». شاید بسیاری از خوبان تهران روز قیامت پشت سر شهید ابراهیم هادی وارد بهشت شوند. شما می‌دانید که آقای دولابی(ره) اهل تعارف و مبالغه نبودند؛ ایشان وقتی آقای ابراهیم هادی را که یک جوان بیست ساله بود، دیدند، صبر کردند تا جمعیت برود. بعد به ابراهیم هادی فرمودند: «آقا ابراهیم! یک کم ما را نصیحت کن!» و آقا ابراهیم با شرمندگی سرش را پایین می‌اندازد که «حاج آقا! چه می‌فرمایید؟!» ولی به نظر بنده آقای دولابی این سخن را با اعتقادگفته¬اند.

پناهیان تصریح کرد: به نظر شما جوان شاخص تهرانی در دهۀ 60 جز ابراهیم هادی کیست؟! اگر کسی می‌خواهد یک نمونۀ نسل انقلاب را ببیند، باید به پابوس شهید ابراهیم هادی برود. البته این بر اساس آگاهی‌هایی است که ما داریم. به آسمان که نگاه می‌کنید، برخی از ستاره‌ها پرنورترند چون به ما نزدیک‌ترند. البته ستاره‌هایی هم هستند که بزرگترند اما از ما دورترند و ما نورشان را زیاد واضح نمی‌بینیم. بالاخره آن ستاره‌هایی که به ما نزدیک‌ترند، راهنمای ما هستند؛ مثل ستارۀ قطبی. و ما راه خودمان را بر اساس ستارۀ قطبی تشخیص می‌دهیم. از کنار شهید ابراهیم هادی عبور نکنید! من واقعاً مانده‌ام که چرا در تمام گودهای زورخانه در سراسر کشور، تندیس شهید ابراهیم هادی نصب نمی‌شود؟ البته مرقد مطهر تمام شهدایی که اهل گود زورخانه بودند را متواضعانه می‌بوسم، ولی شهید ابراهیم هادی یک اعجوبۀ دیگری است. حالا برای چه باید تندیس او را بزنند؟ برای اینکه حتی نام او هم در یک محیط، اثرگذار است. او در زمان حیات خودش یک شخصیت معنوی برجسته بود و حالا که به شهادت رسیده است، شهادت آنچنان را آنچنان‌تر می‌کند!

 

وی افزود: ایشان نوجوان بود که در جریان انقلاب قرار گرفت. قبل از پیروزی انقلاب به همکلاسی‌های خودش می‌گفت: «پدر من می‌گوید: گوش کردن سخن آیت الله خمینی(ره) مانند گوش کردن سخن امام زمان(ع) است» آن زمان که امام(ره) در تبعید بود، همکلاسی‌هایش می‌گفتند: «این حرف‌‌ها را نگو، ساواکی‌ها و طاغوتی‌ها تو را می‌گیرند و می‌زنند...». پدر ایشان مدام در بین بچه‌هایش به ایشان محبت ویژه‌ای داشت و می‌گفت: «این بچه یک حس و حال معنوی دیگری دارد. این بچۀ من در آینده، نام مرا هم بلندآوازه خواهد کرد...» و من می‌خواهم به آن پدر بزرگوار عرض کنم که معرفی شهید ابراهیم هادی، تازه شروع شده است.

 

پناهیان گفت: او یک ورزشکار جوانمرد بود. و کسی که آن هیکل ورزشکاری و آن منش جوانمردی را داشته باشد، طبیعتاً مورد توجه جوانان دیگر قرار می‌گیرد. یک‌بار که با آن هیکل ورزشکاری و ساک دستی به سمت زورخانه می‌رفت، رفقایش به او می‌گویند: «دو تا دختر محل، دنبال تو افتاده بودند و دربارۀ تو حرف می‌زدند. ماشاء الله خوب دلبری می‌کنی!» می‌گویند از فردا دیگر ساک ورزشی بر نمی‌دارد، و لباس‌های ورزش خودش را داخل یک کیسه می‌گذارد، و یک پیراهن گشاد می‌پوشد و روی شلوارش می‌اندازد و یک شلوار گشاد و کهنه می‌پوشد. به حدی که جوان‌های محل حیفشان می‌آمده و به او می‌گفتند: همه آرزو دارند هیکلی مثل تو داشته باشند و یک لباسی بپوشند که این هیکل را نشان بدهد! او گفت: من نمی‌خواهم عامل انحراف ذهن جوان‌های دیگر بشوم.

 

وی افزود: ستادهای امر به معروف و نهی از منکر، و جوان‌هایی که دوست دارند در محلۀشان کار فرهنگی کنند، یکی از الگوهای بی‌نظیرشان شهید ابراهیم هادی است؛ روش این شهید را مطالعه کنند. گویا او از تئوریسین‌های روش‌های تعلیم و تربیت، به این روش آگاهتر بوده است، او ارتکازاً بر اساس غریزۀ مؤمن که امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «الْمُؤْمِنُ غَرِیزَتُهُ النُّصْحُ» (غررالحکم/1305) می‌دانسته که هر کسی را چگونه باید جذب کند؟ داستان‌های زیادی از او نقل شده که چه جوان‌هایی را تغییر داده و از کدام نقطه به کدام نقطه رسانده است؛ از هرزگی به حضور در جبهه‌های جنگ رسانده است. او حتی توانسته بود عراقی‌هایی را که در جبهۀ مقابل او بودند و در سنگر خودشان در حال تیراندازی بودند، جذب کند و تسلیم کند و این‌طرف بیاورد. در یک سحرگاهی در یک جای بحرانی از جنگ، تصمیم می‌گیرد اذان بگوید. همه به او می‌گفتند: «چه شده که الان می‌خواهی اذان بگویی؟» ولی او دلیلش را برای هیچ کسی توضیح نمی‌دهد و با صدای بلند مشغول اذان گفتن می‌شود. وقتی که اذان می‌گوید: به سمت او تیراندازی می‌کنند و یکی از تیرها به گلوی او می‌خورَد. همه می‌گویند: «چرا این کار را انجام دادی؟!» بعد او را داخل سنگر می‌برند و در حالی که خون از بدنش جاری بود، کمک‌های اولیه امدادی را برایش انجام می‌دهند.

 

پناهیان اظهار داشت: بعد از مدتی یک‌دفعه‌ای می‌بینند که عراقی‌ها با دستمال سفید دارند می‌آیند این‌طرف. اول فکر می‌کنند شاید این فریب دشمن است. لذا اسلحه‌ها را آماده می‌کنند، اما بعد می‌بینند که این عراقی‌ها با فرماندۀ خودشان تسلیم شده‌اند. می‌گویند: چرا تسلیم شدید؟ می‌گویند: آن کسی که اذان می‌گفت کجاست؟ گفتند: او یکی از بچه‌های ما بود که شما به او تیر زدید. گفتند: ما به خاطر اذان او تسلیم شدیم و ماجرای خودشان را توضیح می‌دهند... این اثر نَفَس یک جوان ورزشکار است که اهل گود زورخانه بود.  او در دوران دبیرستان در ورزش کُشتی، قهرمان بوده و می‌گوید: من همیشه در کُشتی مراقب بودم که روی نقطه‌ ضعف‌های حریفم انگشت نگذارم. در حالی که رسم کشتی این است که طرف مقابل را از روی نقطه‌ضعف‌هایش به زمین می‌زنند. این نشان می‌دهد که ابراهیم هادی فوق قهرمان و فوق پهلوان بوده است. شهید هادی در عین حال خیلی شوخ بود و شجاعت بی‌نظیری داشت.

 

وی ادامه داد: فرهنگ جامعۀ ما غالباً در دست عناصر لائیک است و الا تا حالا ابراهیم هادی را همۀ جهان می‌شناختند. مدیران فرهنگی ما در طول این سی و پنج سال غالباً از توانایی و درایت لازم در تولید محصولات فرهنگی برخوردار نبوده‌اند و الا ابراهیم هادی را الان بچه‌های دبستانی ما هم می‌شناختند.

افسانه‌های فیلم‌های اکشن غربی به پای داستان‌های جذاب زندگی شهید «ابراهیم هادی» نمی‌رسند. اگر سریالی برای شهید ابراهیم هادی ساخته شود و خود این شهید به سازندۀ سریالش توفیق بدهد، من قطع دارم مردم هر سال دوست دارند شب‌های ماه رمضان خودشان را با سریال شهید ابراهیم هادی پشت سر بگذارند. شهید ابراهیم هادی چند بار از پهلو مجروح می‌شود، از گلو و صورت هم مجروح می‌شود. این شهید عزیز آن‌قدر داستان‌های اَکشن و جذابی دارد که افسانه‌های فیلم‌های اکشن و جنگی غربی به پایش نمی‌رسند. ما فیلم‌های جنگی و چریکی غربی و شرقی کم ندیده‌ایم، ولی بسیاری از آنها افسانه هستند. ولی اگر این کتاب را بخوانید؛ یقیناً افسانه‌هایی که به دروغ برای شما ساخته‌اند و پرداخته‌اند پیشتان رنگ می‌بازند. به فیلمسازهای محترم می‌گویم: اگر هنرتان ضعیف است، بیایید برای شهید ابراهیم هادی کار کنید؛ هنرمند خواهید شد. او خودش شما را هنرمند خواهد کرد. داستان‌های او به شما تکنیکِ کار خواهد داد. فقط مثل خودش به سمتش بروید؛ او خیلی اخلاص داشت.

 

پناهیان تصریح کرد: در بین ویژگی‌های برجستۀ ابراهیم هادی، اگر بخواهم یک ویژگی برتر او را بگویم، باید اخلاص او را بگویم که دغدغۀ اصلی او در تمام طول عمرش بود. او دقت می‌کرد که «کار برای خدا باشد» و این یکی از تکیه‌کلام‌هایش بود و می‌گفت: «کاری که مخلصانه نباشد به درد نمی‌خورَد.»  حضرت امام(ع) کسی بود که به عنوان یک رهبر سیاسی، این هنر را داشت که چنین گل‌هایی را از دلِ این خاک برویاند و در دل این جامعه چنین گوهرهایی را کشف کند و پرورش دهد. بعضی از سیاسیون مثل حضرت امام(ره) هستند که وقتی به جامعه می‌آیند، خوب‌ها و گوهرهایی را از دلِ این دریا بیرون می‌کشند و آنها را برای تاریخ، الگو می‌کنند. و برخی از سیاسیون هم هستند که وقتی در رأس یک جامعه بیایند، خرچنگ‌ها و مارماهی‌هایی را از دلِ دریا بیرون می‌آورند و با تکیه به آن اراذل و اوباش، قدرت خودشان را تضمین می‌کنند.

 

وی افزود: امام(ره) و مقام معظم رهبری دو تا از سیاستمدارانی هستند که ما در تاریخ معاصر خودمان دیده‌ایم که چگونه از دلِ جامعۀ ما، ابراهیم هادی‌ها را بیرون می‌آورند. و اخیراً مقام معظم رهبری، نه‌تنها از دلِ جامعۀ خودمان، بلکه از دلِ منطقه دارد چنین گوهرهایی را بیرون می‌کشد. این نور ولایت و کارکرد ولایت است. اما برخی از سیاسیون هستند که وقتی فعال می‌شوند و نفوذ پیدا می‌کنند، به دنبال آدم‌های خودشان می‌گردند؛ مثل آن کسانی که اراذل و اوباش اطراف مدینه را آوردند و در ِخانۀ علی(ع) را آتش زدند. علی(ع) با خودش مقداد و عمار و ابوذر می‌آورد، ولی آنها چه کسانی را آوردند! ما سیاستمدارانی می‌خواهیم که گوهرهای تابناکی مثل شهید ابراهیم هادی را از دلِ این خاک پرگوهر بیرون بیاورند؛ همان شهیدی که در وصیتنامۀ خودش به اطاعت از رهبری سفارش می‌کند و سیاستمداران را نصیحت می‌کند.

 

پناهیان گفت: من دوست دارم در مراسم بزرگداشت شهید ابراهیم هادی و شهدایی مثل ایشان، سرود «ای ایران ای مرز پرگُهر...» را بخوانند؛ آنجاست که آدم افتخار می‌کند. با خواندن این کتاب یک‌بار دیگر همۀ زیبایی‌های نهفته در این خاک برایم زنده شد. بنده مبلغ یک کتاب هستم؛ کتاب «سلام بر ابراهیم» که نویسندۀ محترم کتاب می‌فرماید: وقتی که کتاب را تمام کردم، استخاره بلد نبودم و تمرین نداشتم، ولی قرآن را باز کردم و نیت کردم که خدایا! اسم کتاب را چه بگذارم؟ اول صفحه آمد: «سَلَامٌ عَلىَ إِبْرَاهِیم»(صافات/109)

 

وی افزود: برای جوانهایی که اهل تفریح و خوشگذرانی هم هستند، پیشنهاد می‌کنم این کتاب را بخوانند تا ببینند که با کتاب هم می‌شود تفریح کرد و خوش‌گذراند. این کتاب، کتابی نیست که از زندگی کسی برای ما حرف بزند که اهل ظواهر معنوی یا ادعای حزب‌اللهی‌گری باشد. شما بعد از خواندن چند صفحه از این کتاب متوجه می‌شوید که شهید هادی اصلاً اهل این چیزها نبود. شما با خواندن این کتاب، می‌توانید یک آدم حسابی را از نزدیک تجربه کنید. من مطمئن هستم کسانی که به دین ما متدین نیستند و اصلاً مکتب ما را نمی‌شناسند، اگر با ابراهیم هادی آشنا بشوند، به مکتب ما احترام خواهند گذاشت و به ما خواهند گفت: خوش به حال‌تان!

منبع: تسنیم

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۴۱
احمد احمدی

بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: غدیر در مدائن

نویسنده: محمدمهدی همتی

ناشر: انتشارات خیزش نو

قیمت: 3500 تومان

در ادامه سیاست ارائه معرفی کتاب های خوبی که در سایت ها و وبلاگ های دیگر معرفی می شود، این بار کتابی که موسسه کتاب متن آن را معرفی کرده است را آورده ام.

این کتاب در سایت مؤسسه کتاب متن معرفی شده است. دیدم برای ایام عید غدیر مناسب است.

برای خواندن معرفی کتاب به ادامه مطلب مراجعه کنید:

۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۳ ، ۰۸:۳۹
احمد احمدی


بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: سلام بر ابراهیم

گردآورنده: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

ناشر: پیام آزادی

قیمت: 5600 تومان، 242 صفحه


کتاب را نوروز 92 مطالعه کردم. آن موقع توفیق نداشتم برای کتاب هایی که می خوانم معرفی بنویسم. حالا دوستم ضیاالدین حسنی مدیر وبلاگ رستاخیز زحمت این کار رو کشیده و این کتاب فوق العاده نفیس را معرفی کرده است. سعی می کنم وقت نوشتن در انتخاب کلمات دقت کنم، این که می گویم نفیس واقعا بدون اغراق است. کتاب را از دست ندهید. این هم معرفی وبلاگ رستاخیز بر کتاب «سلام بر ابراهیم»:


بهتر است اینطور شروع کنم کلام را:

مدتها بود کتاب ابراهیم هادی را دست به دست بین بچه ها می دیدم؛ اما هیچ وقت میلی به خواندنش پیدا نکردم؛ بیشتر هم شاید به خاطر طرح جلدش بود که تصویری شبیه ذهنیت منفی من راجع به بعضی مسائل بود؛ با خودم فکر می کردم حتماً از آن کتاب های آبکی خاطرات شهداست که بنیاد شهید معمولاً به نیت گزارش کار چاپ می کند و صرفاً شهید را در حال نماز شب و راز و نیاز و تهجد و این مسائل تصویر کرده و یک سری خاطرات از گریه های شهید و یاحسین و یازهرا گفتن در هنگام شهادت و این قبیل مسائل تکراری جنگ و جبهه را نشان داده؛ و عجیب اینکه بر خلاف عادتم، در مورد این کتاب، حتی در حد تورق 30 ثانیه ای هم کتاب را در دستانم نگرفته بودم!

تا این که بخاطر احساس نیاز به مسائل اخلاقی، با یکی از دوستان مشورت کردم و او به شدت بر خواندن این کتاب تأکید کرد و مدعی شد "این کتاب، گویای اخلاق عملی اجتماعی است."

و این طور بود که ترغیب شدم و البته بهتر بگویم، تحریک شدم به خواندن این کتاب که از قضا انتظار داشتم خیلی بی خاصیت و تکراری باشد برای همچو "من"ی که مدعی کتابخوانی و کتابخواری ام! اما بر خلاف طرح جلد غلط انداز و نامناسب کتاب، محتوای کتاب برایم غیر قابل باور می نمود!

وسعت شخصیت شهید ابراهیم هادی و عرفان اخلاقی-اجتماعی که در رفتار او تبلور همه جانبه ای داشت، آنقدر در این روزگار برایم غریب می نمود که مدام سعی می کردم "همه ی این خاطرات" را منسوب به "شخصی واحد" بدانم اما این تصور سختی بود! این که هر یک از ویژگی ها و فضایلی که درباره ی شخصیت شهید هادی گفته می شود، در یک نفر جمع شده باشد و وجود این شخص، آن چنان همه جانبه و غنی باشد، برای روزگار ما، حقیقتاً غریب و غیرقابل باور است!

به اواخر کتاب که رسیدم، بهترین عنوان را همین عنوان فعلی کتاب دانستم؛ بهتر بگویم؛ ناخودآگاه نام کتاب در ذهنم متجلی شد:

سلام بر ابراهیم...

۱ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۳ ، ۲۱:۰۷
احمد احمدی
بسم الله الرحمن الرحیم


سعی می کنم در کنار معرفی کتاب هایی که خودم مطالعه کردم، کتاب های خوبی را هم که در دیگر وبلاگ های معرفی کتاب مشاهده می کنم در کتاب بازان بذارم. بعد از یک گردش کوتاه در وب متوجه شدم که وبلاگ های معرفی کتاب خوبی در سطح وب فعال هستند. یکی از این وبلاگ های خیلی خوب و فعال وبلاگ هیأت مجازی کتاب است که معرفی کتابِ کتاب صراط استاد صفائی را از این وبلاگ نقل می کنم.

به نقل از هیأت مجازی کتاب (برای خواندن معرفی کتاب به ادامه مطلب مراجعه کنید)


۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۳ ، ۱۱:۵۴
احمد احمدی